جمعه, ۳۰/اردیبهشت/۱۴۰۱ ۰۵:۱۰
سعید جهان‌پولاد در یادداشت هفته؛

نگاهی به زندگی و تعاملات فکری و سیاسی رضا براهنی

پنجشنبه , ۱۴۰۱/۰۱/۱۸ ۲۱:۱۰
کد خبر :‌ 916
نگاهی به زندگی و تعاملات فکری و سیاسی رضا براهنی
اختصاصی ترنم شعر/ با درگذشت رضا براهنی شاعر معاصر و تاثیرگذار ادبیات فارسی، دکتر سعید جهان‌پولاد یادداشتی در اختیار ترنم شعر قرار داده و در توضیح آن می‌گوید:
متن زیر ترجمه بخشی از  اتوبیوگرافی دکتر رضا براهنی است که سال ۱۹۹۸ به زبان انگلیسی نوشته و بعد به زبان فرانسه ترجمه شده است. در این متن از هر دو زبان آن‌ را ترجمه کردام:


 «بخشی از خودنگاری دکتر رضا براهنی» 

" من یک آواره و نویسنده هستم ، دلیل وجودی من جای دیگری ست، در بستر زبان و ادبیات فارسی، به ویژه زبان و ادبیات چهل و پنج ساله اخیر .. برای کسی که در زیر زمین و به صورت زیر زمینی درگیر کار نوشتن بوده چطور باید آنرا برای دیگران و  دوستان و حتا ناشر کانادایی ام توضیح دهم، آنها اما می دانستند که من در مورد چه دارم حرف می زنم.
همان خونی که در رگهای ما جاری ست، من از نظر آنها ( منظور رژیم حاکم ایران ) وجود فیزیکی نداشته و ندارم ، من به مثابه زبان و به مثابه ادبیات وجود دارم، وقتی به اقامت در کانادا فکر می کنم، ایران نه تنها در حافظه ام بلکه در ذهن و اندیشه ام وجود دارد ... از نظر دوستان کانادایی ام، من چکیده از شعر و داستانم، بی هیچ معنای خاصی، من از باستانی ترین کشور دنیا آمده ام و شهر من، تبریز جای افسانه ها و قصه هاست، جایی که شهرزاد روایی آن است، من یک داستان چند زبانه هستم، همانی هستم که فیلسوف فرانسوی میشل فوکو آنرا درباره داستانی از خورخه لوئیس بورخس تحت اصطلاح " غیر  مکانی " ( بی مکانی ) توصیف کرده که تنها در زبان  وجود دارد و این زبان به راحتی به زیستن در مکانی جدید کمک شایانی نمی کند، من جامعه چند فرهنگی کانادا را دوست دارم، اما از نوعی "کلاستروفوبیا" در این وضعیت رنج می برم.
 
 نکته:  کلاستروفوبیا که از آن با نام "تنگناهراسی " هم یاد شده است، نوعی اختلال اضطراب است که در آن فرد به هنگام قرار گرفتن در محیطی بسته، می‌ترسد در آن گرفتار شود و این ترس غیرمنطقی در نهایت می‌تواند منجر به وحشت‌زدگی او شود.

" زبان و عقل من که در سینه و گلویم دفن شده است، از جایی به آنسوی تر حرکت می کنم و از این وضع به آنسوی تر در بین این حد  ، نویسندگی در غربت و تبعید حقیقتا چنین است که آمیختگی ابدی خاطره ، آرزومندی ، امیدواری و زبان در همسوی با هم در آن تجربه می شود و  تا جایی حتا خیلی عقب تر در همه جا  در او " نویسنده " جا خوش کرده و مانده است ، من خودم را می بینم که در دهانم ، در گلویم ، در سینه ام ایستاده ام و مانده ام  ، پایه های ملموس زبان شعرم ، زبان رویاها و آرزومندیم شروع به کارکرد متفاوتی می کند ، کل مفهوم ارجاعیت در این وضع تغییر می کند و من دیگر به چشمانم اعتماد ندارم ، چراکه چشمها نمی توانند مرا در مواجه و تماس با چیزهای واقعی قرار دهند ،حد بینایی کلی، اگرچه منظری جدید زیبا باشد و ساختار محکمی داشته باشد ، در این حالت تقلیل پیدا می کند، من صحنه هایی را که در مقابل چشمانم گشوده می شود نمی بینم، رویاها و خاطره های دیگری در من سکنا کرده اند از خیلی قبل تر   و مرا شکنجه می دهند، دوستانی که مرده و دفن شده اند، کسانیکه چهره های محبوب اما محو شده ای دارند مانند "اوریدیک" در مه های جهنم زمانی که همسرش "اورفئوس" شاعر مرتکب اشتباهی شد تا به سرنوشتش دوباره برگردد.

 نکته :
اسطوره یونانی ، اورفئوس و ارویدیک ، که حکایت عشق این دو که اورفئوس شاعر و نغمه خوان بخاطر غفلت ، اوریدیک را که به دیار مرگ شتافته از دوزخ برگرداند اوریدیک دوباره می میرد و تبدیل به سایه می شود، ساکن ابدی عالم اموات ، اورفئوس با عجله به دنبال او به اعماق تاریکی می رود، تنها حامل شارون، بی تفاوت به همه چیز، به ناله های او گوش نداد. یک شانس دو بار داده نمی شود، اینک رود آکرون در میان عاشقان جاری بود، یک طرف آن متعلق به مردگان بود و طرف دیگر آن به زندگان. ناقل اورفئوس را در ساحلی که متعلق به زندگان بود رها کرد و خواننده تسلی ناپذیر هفت روز و هفت شب در کنار رودخانه زیرزمینی نشست و تنها اشک های تلخ او را تسلای زودگذر می داد، 
 پس در چنین وضعیتی از شاعر چیزی جز زبان، صدا و دهانش باقی نمی ماند

 توضیح مترجم ایرانی 
 اتوبیوگرافی دکتر رضا براهنی نخست بار به انگلیسی نوشته شده و سپس به زبان فرانسه ترجمه گردیده که حاوی بخش‌های مهمی از زندگی و تأملات فکری اش درباره تبعید، مهاجرت، نویسندگی، زبان  دیگر و .. هست، این متن برداشت از ژورنال اتوبیوگرافی فرانسوی و نسخه خوزه کورتی و نسخه های انگلیسی ژورنال " درباره مسائل .." برداشت شده و هرگونه برداشت و نقل قول با ذکر منبع و نام مترجم بلامانع است ، ضمنا نکته در این متن از مترجم فارسی ( سعید جهانپولاد) جهت کمک به خوانندگان بوده است و در متن اصلی انگلیسی و فرانسوی نیست.

سعید جهان‌پولاد/ فروردین 1401
لینک کوتاه :
آخرین نظرات
* نام شما :
*ایمیل شما :
وبلاگ/سایت :
امتیاز به این مطلب :
0
*دیدگاه شما :