شنبه, ۰۲/مرداد/۱۴۰۰ ۱۹:۲۶
با مجید سعد آبادی از آزمون و خطا در اشعار تا بهم ریختگی «شهر بند رخت ها»؛

مخاطب با شنیدن نام من باید جنس شعرم را بشناسد

شنبه , ۱۳۹۹/۱۲/۰۹ ۱۱:۱۰
کد خبر :‌ 789
مخاطب با شنیدن نام من باید جنس شعرم را بشناسد
اختصاصی ترنم شعر/ تاکنون 9 کتاب شعر منتشر کرده و به زعم بسیاری از هم صنف هایش همه مجموعه ها جزو کتاب های شعر بسیار خوب بودند. بسیار بی حاشیه و آرام است. در فضای مجازی نیز بی حاشیه و تنها در صدد انتشار اشعارش است. به بهانه چاپ کتاب تازه اش که تنها دو روز از آن می گذرد با مجید سعدابادی به گفتگو نشستیم؛
 
 
تا به حال ۹ مجموعه شعر از شما به چاپ رسیده. خیلی از شعرا با سابقه درخشان و طولانی که دارند اما هم‌چنان از چاپ کتاب می ترسند و در کیفیت اشعار وسواس به خرج می دهند، ریسک چاپ کتاب را نمی پذیرند. این اطمینان شما به خودتان و همین طور توانایی تان در اقناع کردن سطح توقع مخاطب از کجا سرچشمه می گیرد؟
نمی دانم می توان اسمش را اطمینان گذاشت یا خیر اما این موضوعی است که در طول زمان اتفاق می افتد. من اولین کتابم را در سال ۸۴ آماده کردم و سال ۸۶ منتشر شد و قطعا اطمینانی نداشتم. کتاب اول من که به چاپ رسید بسیار نا امید بودم اما بعد جوایز بسیاری از جمله جایزه جشنواره فجر و ...را بدست آوردم. همان روال باعث شد آرام آرام پی ببرم که مخاطب کار من را می پسندد پس می توانم ادامه دهم و به این ترتیب چندین کتاب از من به چاپ رسید. همه کتاب هایم در شرایطی بودند که با توجه به نیاز آن زمان، درخشیدند و در مورد اشخاصی که از چاپ کتاب مطمئن نیستند هم باید بگویم آن زمان دیگر گذشته است که ما دیوانی بنویسیم که کاملا بی نقص باشد. من معتقدم آزمون و خطاها در کتاب های شعر اتفاق می افتد، شما اگر کتاب اول من را با کتاب آخرم مقایسه کنید قطعا زمین تا آسمان تفاوت دارند و شاید بسیاری از اشعار اولیه ام را خودم نپسندم.
 

فکر می کنید مخاطب فرصت آزمون و خطاها را به شاعر می دهد؟

در دوره ما این گونه بوده است و مخاطب این فرصت را داده است اما نمی دانم شرایط امروز چگونه است. نمی دانم این که در حال حاضر کسی بخواهد از صفر شروع کند چه اتفاقاتی برایش خواهد افتاد. خود من قبل از چاپ اولین کتابم بیش از ۱۰ سال فعالیت شعری داشتم و جوایز بعضی جشنواره های شعر را هم کسب کرده بودم. در زمان ما شرایط درخشیدن و نشان دادن توانایی و مطرح شدن برای مخاطب بسیار با امروز که فضا، فضای مجازی است تفاوت داشت زیرا آن دوره بیشتر مکتوب بودن اثر مهم بود یا روزنامه ها. در شرایط فعلی عده زیادی بیش از آن که شعرشان خوب باشد فعالیت شان در صفحات مجازی خوب است به این معنی که هر قدر محتوای بهتری تولید کنند، مخاطب بهتری جذب می کنند؛ از این جهت خیلی افراد شاعران خوبی نیستند اما مطرح هستند.



شاید در گذشته به اندازه امروز شاعر نداشتیم. امروزه تعداد این افراد بیشتر شدند.

این اشتباه را نکنید. در گذشته هم از این دست افراد بسیار زیاد بودند. خیلی اشخاص را می شناسم که زمانی در این حوزه فعالیت داشتند و حذف شدند. به اعتقاد من الان حتی این افراد بسیار کم تر شده اند زیرا پیش از این فرهنگ ارزش دیگری داشت و بحث درآمد از فرهنگ خیلی جدی تر بود.. آن زمان در مدرسه هر دختری را نگاه می کردی دفترچه شعر داشت. الان نسبت به گذشته تعداد این اشخاص کم تر شده است که بیش تر نشده است. اکنون بودجه چندانی به این حوزه اختصاص پیدا نمی کند.
 
در مورد کتاب جدیدتان توضیح دهید.

تعهد من این است که موظف هستم تخصصی در یک حوزه فعالیت کنم، من به صورت تخصصی سپید را دنبال می کنم. قصد چاپ این کتاب را حدود دو سال پیش داشتم و با یکی از دوستان شاعر هماهنگ کردم و کتاب در صف انتشارات بود. دو سال در انتظار پیدا کردن انتشارات خوبی برای چاپ کتاب بودم مانند نشر چشمه یا مروارید. مروارید پذیرفت اما به دلیل این که زمان زیادی می برد و من چند سال بود که کتابی چاپ نکرده بودم، تصمیم گرفتم با نشر محترم فصل پنجم صحبت کنم و آخرین کتابم را با هم کاری این انتشارات چاپ کردم. این کتاب دارای ۴۹ شعر، ۷۲ صفحه و قیمت آن ۲۰۰۰۰تومان است . دلیل انتخاب نام شهر بند رخت ها این است که در این اسم، نوعی بهم ریختگی اجتماعی وجود دارد و فکر می کنم با حال و روز جامعه ما خیلی سازگار است.
با توجه به این که چند سالی است از فضای دولتی و حکومتی فاصله گرفتم، امیدوارم این کتاب در فضای مجازی و فضای عامه مخاطب خود را پیدا کند.
 
فاصله چاپ کتاب آخر با کتاب جدیدتان چقدر بود؟
حدودا چهار سال. بعد این هم دو مجموعه آماده شده برای چاپ دارم، هنوز زمان چاپ شان نرسیده است. هر زمان کتاب جدیدم جا افتاد، کتاب بعدی را چاپ خواهم کرد.
 

این میزان تنوع در انتخاب انشارات برای چاپ کتاب هایتان دلیل خاصی دارد؟

خیر. بحث این است که هرکس به دنبال بهترین است و من هم به دنبال همین بودم. انتشاراتی های مختلف ار تجربه کرده ام اما نهایتا به این نتیجه رسیدم که با توجه به هم کاری هایی که با انتشارات فصل پنجم داشتم، رضایت دارم و هم کاری با آن ها را ادامه دادم. فصل پنجم نسبت به انتشاراتی های دیگری که کتابم را چاپ کرده اند بهتر است.
 

فکر می کنید مخاطبینی که تا به حال اشعار شما را دنبال کرده اند، در کتاب جدیدتان با ذهنیت و دیدگاه جدیدی از مجید سعدآبادی مواجه می شوند؟ یا فقط نوع بیان او تغییر کرده است؟

این سوال را باید مخاطب پاسخ دهد. همه به دنبال ارائه نگاه متفاوتی هستند، من هم مانند بقیه. تعدادی از مجموعه های من راجع به موضوعی خاص بوده اند و بعد از مدت ها یک مجموعه آزاد چاپ کردم. در مجموعه جدید من موضوع بیش تر به سمت بیان مسائل و مشکلات اجتماعی جریان دارد. در حال حاضر دغدغه های ما نسبت به گذشته فرق کرده است و به سمت مشکلات و مباحث اجتماعی سوق پیدا کرده است حتی حرف از عشق هم، عشق ممنوعه است. در این کتاب به دلیل بعضی از موضوعات موارد حذفی بودند و در کتاب بعدی هم بیشتر خواهند شد. شاید مجبور باشم کتاب بعدی را بدون مجوز به چاپ برسانم. برای کتاب جدیدم هم از لحاظ فضا سازی و زبان تمام تلاشم را انجام داده ام،  بارها و بارها شعر ها را ویرایش و با دوستانم مشورت کرده ام. این که حالا مخاطب نسبت به گذشته مرا چطور ببیند بحث دیگری است.
 

اشعار کتاب قبلا منتشر شده بودند یا ما اشعاری که پیش از این از شما نخوانده ایم را مطالعه خواهیم کرد؟

خیلی وقت است که جایی شعر نخوانده ام و خودم را محدود کرده ام. فقط چندتایی را در فضای مجازی به اشتراک گذاشته ام، حدودا یک یا دو سال قبل.

 
در صحبت هایتان گفتید ترجیح می دهید به صورت تخصصی، کتاب هایتان را در یک سبک منتشر کنید. چرا؟

این مسئله مطرح است که مخاطبین مرا با چه شعری بشناسند و جنس شعر مرا بشناسند.
دنیای مدرن در حال شاخه شاخه شدن و تخصصی شدن است حتی من معتقدم در آینده، در شعر سپید هم شاخه هایی به طور جدی تر شکل می گیرند. هر چقدر انسان شسته رفته تر و آراسته تر کار کند، نتیجه بهتری خواهد گرفت. ممکن است من اشعار زیادی در سبک های دیگر بنویسم و هرگز چاپ نکنم پس شعر نوشتن من در سبک های مختلف لزوما دلیل بر چاپ کردن همه آنان نیست اما در کنار همه این ها شناختن شعر کلاسیک، سینما، فلسفه و دیگر سبک های هنری به منظور بالا رفتن اطلاعات، قطعا کمک زیادی به بهتر شدن شما در حوزه فعالیت هنری و شعری تان خواهد کرد. ما با زبان کار می کنیم پس حتما باید زبان را بشناسیم. اما بایدی هم وجود ندارد چرا که من هیچ بایدی را در زندگی ام قبول ندارم.
 

گفتگو: فائزه قاسم زاده 
لینک کوتاه :
آخرین نظرات
* نام شما :
*ایمیل شما :
وبلاگ/سایت :
امتیاز به این مطلب :
0
*دیدگاه شما :