چهارشنبه, ۳۱/شهریور/۱۴۰۰ ۲۳:۵۱
با مهدی فرجی از غزل و عماد خراسانی تا گنجینه‌های ادبی شعر؛

آن زمان که بشر به درون خود راه یافت شعر عاشقانه پایه‌گذاری شد

دوشنبه , ۱۴۰۰/۰۱/۰۹ ۱۶:۱۲
کد خبر :‌ 800
 آن زمان که بشر به درون خود راه یافت شعر عاشقانه پایه‌گذاری شد
اختصاصی ترنم شعر/ شاعر عاشقانه نویسی که مردم و منتقدان دوستش دارند، کتاب‌هایش در هفته اول به چاپ دوم می‌رسند و موفقیت‌های زیادی کسب می‌کنند و حالا قرار است با مجموعه غزلی که به عربی چاپ می‌شود در سطح بین الملل بدرخشد. «کتاب‌های حوت»، «قرار نشد» و «چمدان معطل» و... از آثار این شاعر موفق هستند که خودش آرام است اما در اشعارش غوغا برپاست. با مهدی فرجی به گفتگو نشستیم تا از غزل بگوید:
 

جمع‌آوری اشعار اول شما در دهه ۷۰ پایان یافت و در اواخر همین دهه و اوایل دهه ۸۰ منتشر شد. جریانات شعری رایج دهه ۷۰ چقدر بر شما و شعرتان تاثیر گداشت؟

در آن دوره نگرش های جدید زیادی آمده بود و پیشنهادهای تازه ای شد ضمن این‌که غزل از حالت سنتی فاصله گرفته بود اما هم‌چنان شاعران انقلاب که مربوط به دهه ۶۰ بودند غزل‌های سنتی می‌نوشتند اما جوان‌ها شور و اشتیاق ایجاد تغییرات فرمی و تا حد زیادی زبانی داشتند، من هم جزء همان‌ عده بودم با این‌حال پیش از این‌که وارد هر کدام از این تغییرات شوم، زبان خودم را بدست آوردم. زبان عاشقانه ساده و معمول آن روزگار.
 

صحبت از زبان شد. از تغییر زبان شعر خود بگویید و این‌که چرا نسبت به سال‌های اولیه حضورتان در ادبیات زبان شعرتان کاملا تغییر کرده است؟

این سوال بارها از من پرسیده شده است. واقعیت این است که زبان اوایل شاعری من زبان ساده‌ای بود که محمدعلی بهمنی یکی از بهترین شاعران این نوع زبان هستند. به ندرت با بالاتر رفتن سنم و مطالعه بیش‌تر، زبان من از سال‌های اول شاعری‌ام متفاوت شد اما به هر حال اگر ما برای یک شاعر بر اساس نیازها هرمی ترسیم کنیم، آن هرم زبانی خواهد بود. نیازهای اولیه زبانی که کودک هم می‌تواند آن‌ها را داشته باشد در کف این هرم قرار می‌گیرد و بعد هرقدر شاعر در ادبیات مطالعه کند و فرو رود به سمت راس این هرم حرکت خواهد کرد و زبان خود را بدست خواهد آورد. شاید ده سالی می‌شود که زبان خود را بدست آورده‌ام و وقتی کسی شعر من را می‌خواند متوجه می‌شود که این شعر برای من است.
 

این سادگی زبان چرا تا به حال شمارا به سمت ترانه نبرده است؟
 
واقعیت این است که به عقیده من ترانه صرفا شعر نیست، این قید «صرفا» خیلی مهم است، به دلیل این‌که من شعر را دنبال می‌کنم هیچ‌گاه ترانه نگفتم هرچند پول خوبی هم دارد اما با این‌حال علاقه‌ای به این‌که خود را در ترانه محک بزنم نداشته‌ام و ندارم.

عاشقانه نویسی شما تمایل شخصی‌تان است یا به دلیل این است که مخاطب با این نوع شعر بیش‌تر همزات پنداری می‌کند؟
بخش اعظمی از شعر روزگار ما شعر عاشقانه است، نه تنها امروز بلکه از گذشته تا کنون. می‌توان گفت از زمانی که بشر توانست به درون خود راه پیدا کند شعر عاشقانه بنیان گذاشته شد و نود درصد اشعار فارسی اشعار عاشقانه هستند. من هم یک عاشقانه سرا هستم، شما می‌توانید به شهریار بگویید چرا بیش‌تر اشعاری که نوشته‌ای اشعار عاشقانه هستند؟ نمی‌توانید. ما اگر به مرگ مولف معتقد باشیم نمی‌توانم از او سوال‌های این‌چنینی بپرسیم. وفتی نمی‌توانید از منزوی و شهریار این سوال را بپرسید از من‌هم نباید بپرسید.




دارا بودن گنجینه‌های ادبی سده‌های پیشین از ویژگی‌های بارز شعر شماست و هم‌زمان سادگی بیان نخستین ویژگی آن. این گنجینه ها به شکل المان‌هایی در پس اشعار شما وجود دارند یا شما با زبان ساده آن هارا در متن آثارتان آورده‌اید؟


یک جمله معروف است از «تی اس الیوت» که می‌گوید:‌”هر نوآوری اصیلی ریشه در سنت دارد. ” کلا شاخصه هنر این است که از ریشه‌ای شروع و به شاخه‌ای می‌رسد و بعد در آن شاخه قطع می‌شود، در خاک گذاشته می‌شود و دوباره ریشه می‌دهد و از آن درخت جدیدی ‌می‌روید، یعنی این‌که ژن ادبی مطمئنا منتقل می‌شود و اکنون این ژن فرهنگی از شعرای گذشته در شعر ما وجود دارد. غزل به عنوان یک قالب بومی در زبان ما شناخته می‌شود و ما در این قالب بومی فعالیت می‌کنیم و هیچ اشکاالی هم ندارد.
 

این موضوع که شما به آن اشاره می‌کنید را ما در کار بعضی شاعران نمی‌بینیم. ریشه در گذشته داشتن انتخاب خود شاعر است یا از ناخوداگاه سرچشمه می‌گیرد؟

این‌که شخصی خودش حس کند لزومی به مطالعه گذشته یک هنر، یک زبان و ادبیات دارد به شعور خودش بستگی دارد و این‌که چقدر معتقد به این موضوع است که غنای شعرش به میراث گذشتگان متصل و مرتبط است، من خود به این مسئله معتقدم.



کتاب “قرار نشد “ شما در هفته اول به چاپ دوم رسید و کتاب‌های دیگرتان نیز برنده جوایز زیادی شده‌اند که خبر از محبوبیت شما در بین مردم و منتقدان می‌دهد. چه چیزی باعث این موضوع شده است؟

خوش‌تر آن باشد که سر دلبران
گفته آید در حدیث دیگران
من نباید در رابطه با خودم صحبتی بکنم اما مسئله این است که مردم ما زبان فارسی و شعر خوب را دوست دارند و به‌قدری باهوش هستند که شعر خوب را از بد تشخیص دهند.


راجع به کتاب حوت بگویید. در مدتی کمی به چاپ دوم رسید و موفق بود، ضمن این‌که به چه دلیل اشعار این کتاب کم بودند؟ دلیل آن رساندن کتاب به جشنواره پارسال بود؟


بله یکی از دلایلش رساندن کتاب به نمایشگاه بود و دلیل دیگرش ناشر بود که در انتخاب کاغذ و جلد و... مقداری کم سلیقه‌گی به خرج داد. قطعا اگر کتاب با کاغذ کلفت تری چاپ می‌شد، بزرگ‌تر به نظر می‌رسید. این کتاب هم حاوی ۲۷ غزل است و کم نیست.
 

با توجه به صحبت شما راجع به ناشر، چرا تا به‌حال ناشر خود را تغییر ندادید و همیشه با انتشارات فصل پنجم هم‌کاری داشته‌اید؟
 
به دلیل این‌که از نظر درصد حق التالیف و... خوش حساب هستند و کارشان هم خوب است، ضمن این‌که مطمئن هستم از کنار کتاب‌ها دنبال سود‌های منفی نیستند.
 

بقیه انتشارات‌ها دارای این ویژگی‌ها نیستند؟
 
 بقیه لزوما این‌گونه نیستند اما من این انتشارات را امتحان کردم، خوب بودند.

 

درخصوص کتابی از شما که به همت اصغرعلی کرمی به عربی ترجمه شده است توضیح دهید.
 
 آقای کرمی مجموعه غزلی از من را ترجمه کرده اند که توسط در اروپا و یکی از کشورهای عربی منتشر خواهد شد، با نام “مفاتیح فستنها اصابعی” اصغر علی‌کرمی بیش‌تر اشعار عاشقانه را انتخاب کردند و به دلیل این‌که عرب‌ها به اشعار عاشقانه علاقه زیادی دارند امیدوارم این کتاب هم دیده شود.
 

از علاقه خود به عماد خراسانی بگویید. خاطرم هست سال 94 در جلسات کانون ادبیات ایران یک جلسه کامل را به صحبت درباره او اختصاص دادید.

در ادبیات صد سال اخیر، به دلیل ویژگی‌های بی نظیر در زبان و عاطفه که بسیار نادیده گرفته شده است، عماد خراسانی یکی از غزل‌سرایان مورد علاقه من است. زیرا، رسانه بیشتر حامی شاعرانی بوده است که در جریانات سیاسی دخیل بوده‌اند. عماد خراسانی جنون شخصی داشت و آن‌چه در پیرامونش با عنوان مسائل سیاسی وجود داشت اصلا برایش توجه برانگیز نبود. دارای شخصیتی درون‌گرا و بسیار منزوی بود، می‌توان گفت به معنی تمام کلمه یک شاعر جنون‌زده به حساب می‌آمد. این نقد را همه به او داشتند که چرا در راستای مسائل اجتماعی و سیاسی شعر نمی‌سراید اما عماد آدمی نبود که به این مسائل فکر کند و در حیطه اندیشه عماد نمی‌گنجید؛ عماد یک عاشق خراباتی مجنون بود و بیش‌تر شعر‌هایش پر از عاطفه و .. بود. به نوعی می‌توان گفت زبانش از زبان شهریار بسیار بهتر بود اما قبل و حتی بعد از انقلاب مد روز نبود اما من غزل‌هایش را بسیار دوست دارم.
 

چه انتظاراتی از پایگاه خبری ترنم شعر که اولین سایت رسمی خبری در حوزه ادبیات است دارید؟

فقط از شما می‌خواهم به دنبال جریانات حاشیه ای و زرد نباشید و به خود ادبیات و شاعران جدی این حوزه توجه کنید و با آنان گفت و گو داشته باشید و حتی در زمینه ترانه، به ترانه سرایان جدی نیز بپردازید که بسیار بیشتر به پیشرفت شعر و ترانه این روزگار کمک کند. سوالات‌تان خوب بود. زرد نبود و من تشکر می‌کنم.


گفتگو: فائزه قاسم زاده 
لینک کوتاه :
آخرین نظرات
* نام شما :
*ایمیل شما :
وبلاگ/سایت :
امتیاز به این مطلب :
0
*دیدگاه شما :