جمعه, ۱۷/اردیبهشت/۱۴۰۰ ۰۲:۵۵
با ساجده جبارپور از «مونث» تا «جشنواره مستقل غزل»؛

مسبب آماده‌خواهی مخاطب در شعر، فضای مجازی است

شنبه , ۱۳۹۹/۱۱/۱۸ ۱۰:۱۶
کد خبر :‌ 780
مسبب آماده‌خواهی مخاطب در شعر، فضای مجازی است
اختصاصی ترنم شعر/ اینروزها بیش از پیش، نام او را در جشنوارههای بزرگ و گوناگون به عنوان شاعر برگزیده می‌شنویم. وی ابتدا با کتاب موفق «حرف بیربط» توانایی خود را در سرودن شعر تجربهگرا بهخوبی نشان داد و سپس با کتاب موفقتر «مونث» جایگاه خود را در این حوزه تثبیت کرد. با ساجده جبارپور به گفتوگو نشستیم تا از شعر بگوید:
 

مضمون اغلب شعرهای شما درباره زن و دیدگاه او نسبت به معشوق یا دنیای پیرامونش است. این رویکرد، در نام کتاب دوم شما (مونث) نیز مشهود است. دلیل انتخاب این نام چه بود؟
 
من بعد از مدتی به خود آمدم و متوجه شدم بیشتر شعرهای من ناخودآگاه به سمت مضمون زن کشیده شده و انگار آثارم شرح حال یک زن در موقعیتهای مختلفی از زندگی است. همین موضوع باعث شد هنگامی که به نام کتاب فکر می کردم، این نکتهی مهم را هم در نظر داشته باشم. دوستانی که برای نامگذاری کتابم به من مشورت دادند تاکید داشتند اسمی باشد که ماهیت کتاب را بیشتر نمایش دهد و در نهایت به پیشنهاد یکی از دوستان داستاننویسم نام کتاب را «مونث» گذاشتم.
 

شما میگویید جایی به خود آمدید و متوجه شدید رنگ زنانگی در شعرهایتان غلبه یافته است. آیا این امکان دارد که شاعری خودش انتخاب نکند که چه مینویسد و کارش از تحت کنترل بودن او خارج شود؟
 
نه این که من به این نوع نوشتن فکر نکرده باشم؛ اساسا سرودن، اتفاقی ازپیشتعیینشده نیست. چه زمانی که نقاشی میکردم و چه الان که شعر مینویسم، همواره میدانستهام باید اثری خلق کنم که از ناخودآگاه من سرچشمه بگیرد، نه اینکه آن را نیت کنم. بخشی از شعرهای من بودند که به نظر خودم از نظر فضا، هویت زنانه و زبان، شباهتهای زیادی داشتند؛ ضمن اینکه غالبا روایی بودند. ترجیح من این بود که بعد از پنج سال، کتابی یکدست منتشر کنم. البته شعرهای دیگری هم دارم که در کتابهایم نیامده و شاید موضوعاتی کاملا جدا از فضای زنانه داشته باشند. با این حال، موضوع و فضا، تفاوتی ندارد؛ اصل مطلب این است که میخواهم شعر سراغ من بیاید نه این که من سراغ شعر بروم.
 

بین جمعآوری و انتشار اولین کتاب تا دومین کتاب شما پنج سال فاصله افتاد و در نهایت کتاب دوم شما موفقتر بود. دلیل این اتفاق را چه می‌دانید؟

میشود گفت کتاب اول من هم با این توجه که متشکل از اشعار ۱۹ تا ۲۳سالگیام بود، در زمان خودش نسبت به خیلی از کتابهای اول، موفق بود و برگزیده چند جشنواره هم شد؛ موفقیت بیشتر کتاب دوم، حاصل پختگی بیشتر و صبر عمیقتر من بود. با این که از انتشاراتیهای زیادی درخواست همکاری داشتم و به رغم زیادبودن شعرهایم، صبوری زیادی به خرج دادم تا نهایتا بتوانم کتابی چاپ کنم که خودم از آن راضی باشم.

 

می‌توانید توضیحی دربارهی کتاب «سین جیم» بدهید؟

این کتاب، گزیدهای از اشعار آیینی من بود. بعد از انتشار کتاب مونث، چند نشر از من خواستند چاپ کتاب جدیدم را به آنها بسپارم. من هم به رغم این که شعرهای آیینی خوبی دارم که با استقبال جشنوارهها و مردم نیز مواجه شدهاند، بعد از اتفاقات مثبتی که برای مونث افتاد، به این فکر کردم که باید کتاب سوم را با سخت‌گیری بیشتری جمعآوری کنم؛ حتی اگر آیینی باشد. با چنین نگاهی، این برههی زمانی، برههای نیست که کتاب سوم من منتشر شود؛ زیرا هم تحت تاثیر کتاب مونث قرار خواهد گرفت و هم ممکن است عدهی زیادی بخوانند و بپرسند: «این، ساجده جبارپور ـ شاعر مونث ـ است؟»
 

یعنی به اشعار سینجیم آنقدری که باید، اعتماد ندارید و نگران این هستید که برداشتها از شما متفاوت باشد؟

مطمئن باشید اگر به این آثارم اعتماد نداشتم، اصلا به آنها اشاره نمیکردم. خیلی از این آثار، در برههای که باید، نوشته شده و کارکرد خودش را هم در مواجهه با مخاطب، داشته است؛ حتی اگر این کارکرد، به صورت تخاطب در کتاب، نبوده باشد. نکتهی مهمی که وجود دارد، این است که مخاطب، الان منتظر خواندن آثار بعد از مؤنث است و این انتظار، کاملا نیز بحق است و من به آن، تمامقد احترام میگذارم. بسیاری از بزرگان هم برخی آثارشان را که نمیتوانسته در تعریف مجموعهای مشخص جای بگیرد، سالها پس از تثبیت و تشخص کامل و خارج از سلوک اصلیشان، منتشر کردهاند. اگر منظورتان برداشتهای فنیست، قطعا هنرمند باید به آنها توجه داشته باشد و اگر برداشتهای محتوایی مد نظرتان است، اینجا دیگر قطعا مخاطب باید توجه داشته باشد که هنرمند هم مثل هر فرد آگاه و جویای دیگری، مدام در حال سلوکهای گوناگون و دریافتهای رنگارنگ است؛ پس اگر آگاهی حاکم باشد، دلیلی برای نگرانی وجود ندارد!    


بازگوکردن چه چیزی برای مخاطب اشعارتان همیشه جزو اولویتهایتان بوده است؟

راستش من از کودکی آدمی بودم که نمیتوانستم احساساتم را بروز بدهم و شعر برای من بهترین وسیله بود تا بتوانم احساسی را که درون خود دارم بیان کنم. البته کارویژهی هنرمند، گشودن باب گفتوگو به عرصهی زیباییست. من هم مثل دیگران، دائما در معرض رخدادهایی هستم که در اطرافم میبینم و هر لحظهای که یک انگیزهی بیرونی، من را تحت تاثیر قرار دهد، بازتاب حاصل از آن را مینویسم. شما با یک شعر خوب، میتوانید برشی از زندگی یک نفر را در طول و عرض زندگی هزاران نفر دیگر، متکثر و قابل لمس کنید و آن برش را نشانشان بدهید تا مثلا بدانند که فلان مشکل وجود دارد و حاصلش رنج است. همین بیان هنرمندانه، گشودن باب گفتوگوست؛ گفتوگویی که حتی شاید بدون ذرهای صراحت، از دیگران میخواهد که رنج را حذف کنند. پیام من نیز قاعدتا از این قبیل باید باشد.

 


چرا راه بروز افکار و احساسات
تان را غزل دیدهاید؛ چرا سبکهای دیگر نه؟

من ابتدا شعر سپید مینوشتم اما هنگامی که کسی نمکگیر غزل و کرشمههای آن میشود حتی در صحبتهای معمولیاش هم از آهنگی که در زبان وجود دارد، لذت میبرد. موسیقی درونی و بیرونی غزل و نیز جوهرهی هزارسالهی آن، تاثیر بیشتری بر مخاطب دارد. من غزل را متناسب با زندگیام، مدرن میپسندم؛ در حالی که شاید در عصر حاضر، دیگرانی هم با همین نگاه، به سمت شعر سپید و شعر ترجمه کشیده شوند. شاید به زعم آنها غزل، به نوعی بچهی ناخلف محسوب شود اما من نمیتوانم این نکتهی مهم را نادیده بگیرم که در حال حاضر، غزلگفتن برایم لذتبخش است. من همیشه فکر میکنم غزل، هدیهی خدایان بوده؛ در حالی که وقتی سپید میگویم، این حس را ندارم. البته ممکن است روند شعری من به همین شکل ادامه نیابد و روزی سپیدسرا شوم.
هرگز تعصبی روی غزل ندارم و گاهی از شعر سپید، بسیار بسیار بیشتر از غزل لذت بردهام؛ زیرا آن فضا، آزادی و رهایی خاصی دارد که شاید غزل نداشته باشد و شاید حرفهایی را بتوان در آن زد که در غزل، نتوان گفت؛ از سوی دیگر نیز غزل تاثیرگذاریای دارد که ممکن است شعر سپید نداشته باشد. پس قالب شعر است که مرا انتخاب میکند؛ ممکن است مضمونی در غزل نگنجد اما با سپید بتوان راجع به آن نوشت و بالعکس.
 
 
از تجربیات خود در همکاری با شاعران و منتقدان در «پایگاه خبری نقد شعر» و نظرتان را در رابطه با اشعاری که از استعدادهای دیدهنشده می‌خوانید برایمان بگویید.

بالا و پایین شعر‌ها زیاد است و وقتی شعری را مطالعه میکنم باید تمامی المانها را در نظر بگیرم. برای مثال، این که شخص، چند سال سابقه شعری دارد و خودش چندساله است و تا چه مدت جای پیشرفت دارد و المانهای دیگر، مهم است. الان با شعرهای مختلفی مواجه میشوم؛ گاهی باید فقط صاحب اثر را راهنمایی کنم که چه کتابی بخواند تا بتواند کارش را بهتر جلو ببرد؛ گاهی اوقات هم نیاز به نقد و توضیح بیشتری است و حتی پیش میآید که من شعری را میخوانم و آرزو میکنم کاش خودم آن را سروده بودم. من نوعی باید آن قدر مطالعه داشته باشم که برای نقد هر شعر تازهای بتوانم حرفهای تازهای بزنم. در مورد حضور خودم در این پایگاه به عنوان منتقد هم باید بگویم این اتفاق، برای من افتخار بزرگی است؛ زیرا هرکدام از اساتید، حداقل یک دهه از من بزرگتر هستند و خود من تا یک سال پیش هم شعرهایم را برای نقد، نزد آنها میفرستادم. 
 

نقد شعرها به خودتان هم کمکی کرده است؟

بله. من گاهی برای آموزش و نقد، باید به کتابهای ادبیای که قبلا برای یادگیری از آنها استفاده میکردم رجوع کنم و این بار با نگاه تازهتری که به شعر دارم، میبینم بعضی نکات ظریف را خودم هم می‌توانم در شعرهایم مد نظر داشته باشم؛ ضمن این که اثر شخصی را با ذکر ایراد یا اشکالی نقد می‌کنم باید حواسم باشد که خودم آن ایراد را در کارم نداشته باشم.
 

برخی افراد شما را «شاعر جشنوارهای» خطاب میکنند. نظر خودتان در این باره چیست؟

در سالهای گذشته که فضای مجازی تا این حد گسترده نبود، شاعران شهرستانی از حضور در جشنوارهها برای شنیدهشدن آثارشان ناگزیر بودند. برخی دیگر از شاعران ـ خصوصا آقایان ـ هم به وجه مادی جوایز توجه داشتند. من اوایل که تازه شروع به شعرنوشتن کرده بودم با چند شعر محدود در جشنوارهها شرکت کردم و با این که این اتفاق برای اشعار دیگر من رخ نداد و بیشتر شعر آزاد میگفتم و از سال۹۳ به بعد هم حضور فعالی در جشنوارهها نداشتم، مهرش بر پیشانی من هم خورد که البته خالی از شیطنت و حسادت هم نبود. در دهه هفتاد افرادی بودند که همیشه در جشنوارهها حضور داشتند و من فکر میکنم ما نسبت به آن نسل، کمتر این اتفاق را تجربه کردهایم اما الان تعدادی از همانها، ما را جشنوارهای میخوانند!

 


مضمون شعرهای شما به شعر آوانگارد نزدیکی چندانی ندارد اما در جشنواره
 «حسین جلالپور» غزل‌تان برگزیده شد. چرا؟
 
با کمال احترام باید عرض کنم که به نظر میرسد مشکل اصلی، در پرسش شما یا اظهار نظرهای نهچندان کارشناسانهای باشد که این پرسش، زاییدهی آنهاست. اول این که داوران این جشنواره، همگی از خبرهترین فعالان این حوزه بودند و آگاهی و تجربهی آنها در این نوع شعر، به هیچ وجه کمعیارتر از تصورات اظهارکنندگان آشنا و ناآشنا نیست. دوم این که «مضمون» در شعر روزآمد، فقط بخشی از مزیتها را میآفریند و خیلی سنجههای تعیینکنندهی دیگر هم در موفقیت اثر، مهم هستند. سوم این که فکر میکنم شما هم مثل خیلی از دیگران، غزلهای تازهی من را که در این جشنواره برنده شدند، نخواندهاید. و نهایتا در گام چهارم باید دید تلقی شما از غزل آوانگارد چیست. گاهی شما غزل آوانگارد را مثلا با اشعار فرد خاصی می‌شناسید و همان را مبنا قرار میدهید. گاهی تعریفتان از غزل آوانگارد، چیز دیگریست؛ مثلا شعری که همهسویهتر، تازهجویانهتر و مطالعهشده‌تر باشد و در مضمون و فرم آن اتفاق تازه بیفتد اما صرفا فرمیک نباشد. در واقع منظور از غزل آوانگارد، تعهد به رفتار آوانگاردیستی در همهی سطوح غزل است. اشعار جدید من هم در مقایسه با مونث، متفاوت هستند و احتمالا چنین ویژگیهایی در آنها بوده است؛ ضمن این که برخی آثار من در مونث هم خالی از چنین نگرههایی نیست. بهتر است توجه صرف به مضمون را برای داوری دربارهی آثاری بگذاریم که سرایندگان آنها مضمونپردازی و کشف را به مضمونتراشی تقلیل میدهند.
 

و در پایان نظر شما دربارهی عدم کمالطلبی نسل جدید در شعر و بهاصطلاح آمادهخواهی شعر توسط مخاطب چیست؟

 مسبب این موضوع، فضای مجازی است و اگر سعی داشته باشیم این جریان را متوقف کنیم و به سنت کاغذی برگردیم خیلی بهتر است؛ البته ممکن است کاغذی هم نباشد اما مثلا مطالعه و شنیدن پادکستها یا مقالهها کمک شایانی خواهد کرد. ما می‌توانیم از ابزار و رسانههایی استفاده کنیم که ما را به شعر جهان امروز نزدیکتر میکند. اگر به تماشای فیلم یا منابع و برنامههایی برای ارتقای سطح دانش و دیدگاه و ذهنیت‌مان رو بیاوریم میبینیم که تحلیل این‌ها از لحاظ فلسفی و... در ما، شعر و زندگی‌مان تاثیر زیادی خواهد داشت. خودم همیشه سعی میکنم اتفاقی در شعرم بیفتد و ذهن پویایی داشته باشم و کتابهایی هم در این راستا به من کمک کردهاند.
 
چند نمونه از این کتاب ها را مثال بزنید.

کتاب «وظیفه ادبیات» نشر نهال، ترجمه ابوالحسن نجفی؛  شامل گزیدهای از مقالات افرادی مانند آلبر کامو، ژان پل سارتر، سیمون دوبوار و ... .
حتی به غیر از کتابها، سایتها یا برنامههای خیلی خوبی هم در این زمینه وجود دارد که بسیار کمککننده هستند. یکی از اینها «نورمگز«» است که مقالاتی دربارهی موضوعات مختلف ادبیات در آن وجود دارد.
 

با تشکر از شما.

گفتگو: فائزه قاسم زاده 

 
لینک کوتاه :
آسیه شهابادی امتیاز :‌ 20
یکشنبه , ۱۳۹۹/۱۱/۱۹ ۰۰:۲۵
صحبت های خانم جبارپور بسبار عالی و مفیدو پرمغز بود ممنون از این مصاحبه‌‌ی شایسته
ارسال پاسخ
آخرین نظرات
* نام شما :
*ایمیل شما :
وبلاگ/سایت :
امتیاز به این مطلب :
0
*دیدگاه شما :