سه شنبه, ۱۳/خرداد/۱۳۹۹ ۰۸:۴۶
حامد عسکری

دلتنگی

پنجشنبه , ۱۳۹۸/۰۵/۳۱ ۱۷:۱۶
کد خبر :‌ 73
دلتنگی
داری میری و دلتنگی ، از این آغوش سر میره
داری میری حواست نیست ، چقدر گریه هدر میره

صدام از ترس می لرزه ، گلوم از بغض می سوزه
دلم این روزا آشوبه ، همش از کوره در میره

دقیقه های آخر رو ، یکم این پا و اون پا کن
ببین چی به سرم اومد ، نرو بمون تماشا کن

زدی خاکستری کردی ، روزایِ خوب و خوش رنگُ
شکستی مثل آیینه ، منِ محکم تر از سنگُ

نوشتن از شب و ماه و گل و رنگین کمون بسه
یه بار عاشق شدم اونم ، برا هفت پشتمون بسه

با یه جفت باله ی زخمی توی اقیانوس این دنیا
واسه یک لاک پشت پیر ، پیدا کردنت سختِ

تو سنگینی شبیه بغضِ تویِ آخرین نامه
که هم سوزوندنت دشوار ، هم تا کردنت سختِ

نمی خوام جای خالی شو ببینم ، روزم و شب کن
زمونه خیلی دلگیرم ازت ، دارم برات ... صبر کن
 

لینک کوتاه :
ایمان امتیاز :‌ 20
یکشنبه , ۱۳۹۸/۰۶/۱۰ ۰۸:۵۲
خیلی خوب بود دکلمه....دمتگرم
ارسال پاسخ
محمدرضا امتیاز :‌ 18
یکشنبه , ۱۳۹۸/۰۶/۱۰ ۰۸:۵۴
موافقم کاملا
ارسال پاسخ
آخرین نظرات
* نام شما :
*ایمیل شما :
وبلاگ/سایت :
امتیاز به این مطلب :
0
*دیدگاه شما :