چهارشنبه, ۰۷/آبان/۱۳۹۹ ۰۲:۳۰
لیلا کردبچه در یادداشت اختصاصی؛

نگاهی به مجموعه شعر «از اندوهی به اندوهی دیگر»

دوشنبه , ۱۳۹۹/۰۶/۳۱ ۱۲:۰۴
کد خبر :‌ 685
نگاهی به مجموعه شعر «از اندوهی به اندوهی دیگر»
اختصاصی ترنم شعر/ لیلا کردبچه استاد دانشگاه، شاعر و سپیدسرا در یادداشتی که در اختیار ترنم شعر قرار داده به معرفی مجموعه‌شعر سپید « از اندوهی به اندوهی دیگر» اثر حسین شکربیگی پرداخته که در زیر می خوانید:


«حسین شکربیگی، شاعر و نویسندۀ ایلامی که پیش از این چند داستان و رمان، مجموعه‌غزل و تجربیات متنوعی در حوزۀ شعر سپید در کارنامۀ ادبی خود دارد، با فاصله‌ای چندساله از انتشار «ابر بزرگ»، مجموعه‌شعر سپید «از اندوهی به اندوهی دیگر» را توسط نشر نگاه به‌دست چاپ سپرده است. 
 



شکربیگی که شعر سپید را با تجربیاتی کوتاه و ساده شروع کرده بود، در ادامۀ راه به اشعاری بلندتر با بن‌مایه‌های اروتیسم، و پس از آن به اشعاری فرم‌گرا با زبانی متفاوت و تاحدودی پیچیده رسید و پس آن، عمدۀ تحول شعر سپید او را باید در تمرکز ویژه بر مضامینی چون عشق و جنگ در بستر ساختارهای رواییِ خاص و منحصربه‌فرد آثارش دانست. همین توجه به تنوع ساختارهای روایی در شعر، بی‌آنکه مخاطب از سابقۀ داستان‌نویسی او خبر داشته باشد، می‌تواند اثبات‌کنندۀ علاقۀ او به دنیای داستان و احاطه و تسلط او بر اصول داستان‌نویسی و آشنایی با مکتب‌های مهم در داستان‌نویسی باشد، و مخاطبی که اندک آشنایی با دنیای داستان‌های سبک رئالیسم جادویی داشته باشد، در تعلق ذهن و زبان شکربیگی به آن فضا تردید نمی‌کند، و اینکه او توانسته با تقویت وجهِ تغزلی شعر خود، آن سبک شناخته‌شده را تاحدّ زیادی بومیِ خود کند، به‌گونه‌ای‌که رئالیسم جادوییِ اشعار او، صرفاً «رئالیسم جادوییِ شعر حسین شکربیگی» است.

«از اندوهی به اندوهی دیگر» تازه‌ترین اثر حسین شکربیگی، در 112 صفحه، و دربرگیرندۀ 48 قطعه شعر سپید، در کتابفروشی‌های معتبر سراسر کشور، و نیز ازطریق فروشگاه‌های کتاب اینترنتی در اختیار علاقمندان به شعر قرار گرفته است.»

در ادامه دو نمونه شعر از این کتاب می خوانید: 

پشتِ در که می‌مانم 
دست می‌برم در جیب کتم 
و از خاطره‌ای قدیمی 
کلید را برمی‌دارم،
در را باز می‌کنم
و کلید را دوباره سرِ جایش  
در جیب کتم در همان خاطرۀ قدیمی می‌گذارم 
تا روزی اگر دوباره پشت در ماندم 
پشت در نمانم

__________

مثل همیشه برمی‌گردم 
و تو را در آغوش می‌گیرم، 
نوازش می‌کنم 
و می‌بوسمت 
در این خاطرۀ قدیمی 
که دیگر کمی رنگ‌ورورفته است 
و بعضی جزییاتش پاک شده 
امّا خالی که روی چانه داری هنوز 
مثل آفتاب اول صبح می‌درخشد
مثل ماه 
که تکان نخورده
مثل تو 
که هنوز دوستم داری.


لیلا کردبچه / شهریور 99
لینک کوتاه :
آخرین نظرات
* نام شما :
*ایمیل شما :
وبلاگ/سایت :
امتیاز به این مطلب :
0
*دیدگاه شما :