پنجشنبه, ۰۳/مهر/۱۳۹۹ ۰۸:۱۲
با امید صباغ نو از غزل تا ترانه و موسیقی؛

صباغ نو: فقط خودم می توانم خودم را زمین بزنم!

شنبه , ۱۳۹۸/۱۱/۱۹ ۱۲:۴۹
کد خبر :‌ 417
صباغ نو: فقط خودم می توانم خودم را زمین بزنم!
اختصاصی ترنم شعر/ بیش از 10 کتاب شعر دارد و جزو شاعران پر مخاطب و محبوب امروز ماست. ترانه های زیادی از او با صدای خوانندگانی چون حجت اشرف زاده، امیر عظیمی و... منتشر شده و با استقبال خوب مردم مواجه شده است. سال هاست که در حوزه شعر و ترانه حضوری فعال دارد. امروز با امید صباغ نو به گفتگو نشستیم تا از دنیای این روزهایش بگوید:
 
 
از اینکه با عنوان شاعر فانتزی سرا از شما نام می برند چه حسی دارید؟

چنین چیزی را تابحال نشنیده‌ام. اما همه کارها نشات گرفته از حس و زندگی شخصی خود انسان است. من هیچگاه نه شکل خاصی از شعر را دنبال کردم و نه دنبال جایگاه خاصی در شعر بوده ام. حال اگر عده ای در کنار من با اشعارم همذات پنداری یا زندگی کرده اند، دست من نیست. کاری را که احساس می کنم درست است انجام می دهم و به دنبال حاشیه و جنجال هم نیستم.
 

به عنوان یک شاعر به خودتان چه نمره ای می دهید؟

شاعر نباید به خود امتیاز دهد. هرکس در حد توان خود کارش را پیش می برد. نوع مواجهه مخاطب باشعر و شاعر با شعر، چیزی ست که بعد از حداقل سه دهه مشخص می شود. اگر قرار باشد شاعر به فکر نمره دادن به شعر باشد، از حس واقعی شعرش دور شده و به مهندسی کلمات می رسد. به عقیده من حسی که از درون انسان نشات می گیرد و صنایع ادبی به کمک این احساس می‌آید شعر است.
 در نهایت مجموع اشعار یک شاعر مشخص می کند که او خواهد ماند یا خیر. کما اینکه روند رو به رشد شاعر از کتاب اول تا اثر آخر او باید مورد بررسی قرار گیرد. نگاه امید صباغ نو چهل ساله به عشق با صباغ نو ۲۰ ساله متفاوت است و این اصلا عجیب نیست. من به خاطر حرف و حدیث و نظر شخصی کسی، تعریفم از شعر خود را تغییر نمی دهم اما همیشه از صاحب نظران و استادان این حوزه مشورت گرفته ام.
 

با توجه به همین موضوع و روند رو به رشدی که طی این سال ها داشتید اگر به عقب بازگردید مانع چاپ کدام یک از آثارتان می شوید؟

هیچ کدام. همه مجموعه ها پله هایی بودند که باید از آن ها بالا می‌رفتم. مخاطب من با روند شعر من آشناست و می‌تواند متوجه شود رو به رشد بوده ام یا افول!
تنها کتابهایی که چاپ نمی کنم «بعید است» و «می میرم اگر روی دلم پا بگذاری» هستند که آگاهانه از گردونه ی نشر خارج شدند. شعرهای کتاب اول به همراه چند شعر کوتاه دیگر در مجموعه «شعر نیست» مجدد چاپ شدند و کتاب دوم هم به دلیل تاخیر در مجوز و فاصله گرفتن شخص خودم از فضای آن کتاب از بازار نشر خارج شد. شاید بعدها تصمیم به چاپ دوباره بخشی از اشعار آن گرفتم.
 

گفتید برای بهترشدن اشعارتان از صاحب نظران مشورت می گیرد. آن ها چه کسانی هستند؟

شعر، علم ریاضی نیست که بخواهم برای درستی خروجی آن تاییدیه بگیرم! از لحاظ شخصی و حسی ترجیح میدهم در شعرم نظر کسی را واردنکنم. اما از لحاظ تکنیکی قطعا دوستان پیشکسوت و صاحب نظری هستند که از نظراتشان استفاده می کنم. گاهی پیش آمده که از نظرات مخاطبان هم استفاده کرده ام.
 

شما مدیر امور ادبی فرهنگسرای نیاوران هستید. چه فعالیت هایی در طول دوران حضورتان در این فرهنگسرا انجام داده اید؟

پنج سال است که در بخش ادبی فرهنگسرای نیاوران و در حوزه شعر و ادب فعالیت می کنم.  از ابتدا جلسات سه شنبه های نیاوران را برپا کردیم. هر سال اشعار شاعران حاضر در این جلسات را در کتاب سه شنبه های نیاوران منتشر و در ادامه آن جشنواره شعر نیاوران را برگزار کردیم که کتاب جشنواره هم هر سال منتشر شده است.هر دوره از این مجموعه ها که هر کدام پنج جلدی هستند، مرجع و نمونه خوبی برای بررسی و تحلیل شعر این دهه هستند. چون قطعا در آینده این کتاب ها کمیاب خواهند شد و اهالی ادبیات به دنبال آنها خواهند گشت.
جشنواره شعر نیاوران هم به جرات می توان گفت یکی از بهترین و کم حاشیه ترین جشنواره های شعر کشور است و همه شرکت کنندگان با اعتماد کامل از همه نقاط ایران در این جشنواره شرکت کردند و آثارشان بعداز هر جشنواره در کتاب پایتخت شعر منتشر شد.
مجموعه «رمز طنز» استاد زرویی نصرآباد که شامل درس گفتارهای او در 32 جلسه  است را از روی تصاویر ضبط شده پیاده سازی و منتشر کردیم تا درس های این استاد کم نظیر برای دوستدارانش به یادگار بماند.
 
سه مجموعه قهوه خانه ای که زندگی نامه نقاشان قهوه خانه ای از جمله محمد مدبر و حسین قوللر آقاسی بود را منتشر کردیم. مجموعه از قهوه خانه تا فرهنگسرای نیاوران نیز کتاب دیگری بود که در این حوزه منتشر شد.
مجموعه «ابعاد ظریف مذاکرات» که مجموعه اشعار طنز و کاریکاتورهایی در خصوص مذاکرات  تیم هسته ای بود را نیز منتشر کردیم که با حضور جناب دکتر ظریف و تیم مذاکره کننده رونمایی شد.
دو مجموعه کار گرافیکی نیز منتشر کردیم.
 در مجموع 17 عنوان کتاب با ارزش با بهترین کیفیت منتشر شد و در دسترس علاقمندان قرار گرفت.
 همه این فعالیت ها جز با حمایت و دلسوزی سیدعباس سجادی مدیر بنیاد آفرینش های نیاوران میسر نمی شد.
 

باتوجه به وضعیت چاپ و نشر و با توجه به کیفیتی که این کتابها دارند، بودجه چاپ این کتابها از کجا تامین شده و چرا طی این سال ها با وجود قیمت بالای آن، به صورت رایگان در اختیار مخاطب قرار گرفه است؟
 
اینجا بنیاد آفرینش های هنری نیاوران است. آفرینش با آفریدن همراه است. تولید محتوا جدا از آفرینش نیست. بخش کتاب و ادبیات همیشه مظلوم ترین بخش هستند چراکه درآمدزایی ندارند. بنیاد از بخش ادبی حمایت کرد تا بتوانیم این کتاب ها را منتشر کنیم. پخش این کتاب ها هم از طریق سایت نبض هنر صورت گرفت تا این کتاب ها را برای علاقمندان ارسال و فقط هزینه پست را دریافت کنند.
 

غزلسرا هستید و غزل هایتان ترانه وار در جامعه موسیقی اجرا و منتشر می شوند. هیچوقت به فکر ترانه سرایی بودید؟

علاقه شخصی ام غزل است و سعی کردم همیشه به عنوان غزلسرا شناخته شوم. همه کارهایی که از من منتشر شده هم یا  غزل بودند یا زبان معیار در شکل گیری شان تاثیر داشته است. به اعتقاد من هر شعری که قابلیت اجرا داشته و با موسیقی همراه باشد می تواند شکل ترانه به خود بگیرد. بنابراین کارهایی که شنیده شدند غزل ترانه بودند. در کارهای حجت اشرف زاده و امیر عظیمی هم سعی کردم شعریت را مدنظر قرار دهم. در کل فرقی نمی کند ترانه سرا باشید یا غزلسرا. مهم حس و حال کار است.
 

چرا فقط با این دو خواننده همکاری کردید؟

فقط این دو نفر نبوده اند. همکاری هایی با خوانندگان دیگر هم داشته ام که یا منتشر شده اند و یا به مرور منتشر می شود و خواهید شنید. اما دلیل اینکه بیشتر با این دو نفر کار کردم به رفاقت، درک متقابل و زندگی شخصی مان برمی‌گردد.
 
کدام همکاری با حجت اشرف زاده بیشتر شنیده شد و مورد اقبال عمومی قرار گرفت؟

خیلی از کارها خوب شنیده شدند. تیتراژ برنامه «شبی با عبدی»، تیتراژ برنامه «فرمول یک» و تیتراژ برنامه «حالا خورشید» از پرطرفدارها بودند. اصولا تیتراژها بیشتر مورد استقبال قرار می گیرند. ترک هایی مثل «عاشق توام»، «رفیق»، «بی خبر از تو» و «نگارم» نسبت به باقی کارها با استقبال بیشتری مواجه شدند. آلبوم جدید اشرف زاده هم در مراحل اخذ مجوز قرار دارد و به زودی روانه بازار می شود. در کل فضای موسیقی با ادبیات قابل مقایسه نیست. چراکه مجموعه شعر مخاطب خاص دارد و موسیقی همه طیف ها را در بر می گیرد.
 

چرا در زمان حاشیه هایی که برای حمید هیراد ایجاد شد، شما و استاد کاکایی با دیگر شاعران همراه نشدید و پس از فروکش کردن ماجرا با وی همکاری کرده ترانه هایتان را برای اجرا به او سپردید؟

نگاه من به شعر، موسیقی و در کل هنر و اجتماع متفاوت است. من مثل دیگران انتظارات عجیب و غریب از هنر ندارم. هنر خلق شده تا انسان ها به هم نزدیکتر و با هم مهربان تر باشند. اگر قرار باشد هنر انسان ها را از یکدیگر جدا کند و باعث نفاق و جدایی شود که هنر نیست و در این بین وظیفه هنرمند هم به خطر می افتد. کنفسیوس می گوید به جای لعنت فرستادن به تاریکی یک شمع روشن کنید. در ماجرای حمید هیراد، من و استاد کاکایی تصمیم گرفتیم به جای حمله به خواننده و تشویش اذهان عمومی به او کمک کنیم و طبق عرف مارکت به او شعر را واگذار کنیم تا اعتماد باقی هنرمندان و باقی شاعران را جلب و او بتواند در آینده هم از افراد دیگر بهره مند شود. مدتی بعد هم به ما ثابت شد که مثل حوزه ادبیات، در موسیقی هم اگر قرار است یک نفر را نادیده بگیرند و برایش حاشیه ایجاد کنند به راحتی امکان پذیر است و این بار کاری از دست ما ساخته نیست. هرچند برای مخاطب واقعی هر خواننده‌ای  حاشیه مهم نیست و کارش را دنبال می کند.
 

در ادبیات هم اوضاع دقیقا به همین شکل است.

بله کاملا. و این بسیار غم انگیز است. ما چند افشین یدالهی و چند شاعر و هنرمند را باید از دست بدهیم تا بدانیم این دشمنی ها و حاشیه پردازی ها بی نتیجه است. همه ما خاطره خواهیم شد. از این منم منم ها و زیرآب زدن ها و دشمنی ها چیزی دستگیرمان نمی شود و در نهایت همه این ها برای مخاطب بی اهمیت است. کسی که توهین می شنود همیشه سعی می کند بهتر از قبل ظاهر شود. برای من نیز اینگونه است. خودم هستم که می تواند خود را پررنگ تر کند یا از بین ببرد. من همان انسان 20 سال پیش هستم. در زندگی شخصی و در نحوه برخوردم با دوستان و مخاطبان هیچ تغییری ایجاد نشده است. تنها کسی که می تواند مرا زمین بزند و از زمین بلند کند خودم هستم.
 

سوالی درخصوص فضای مجازی و صفحه اینستاگرام شما وجود دارد. صفحه ای تکراری و فضایی که برای مخاطب عادی شده. باتوجه که این فضا رسانه شخصی شماست آیا به چنین فضایی اعتقاد ندارید که برای آن وقت نمی گذارید یا برایتان بی اهمیت است؟

فضای مجازی ویترین است. من به عنوان شاعر باید در فضای مجازی شعرم را منتشر کنم. عکس شخصی من به درد مخاطب نمی خورد. من مانکن یا بازیگر نیستم که همه وجوه زندگی ام برای مخاطب جالب باشد. شعر من و  کتابهایم  بخش هایی از فضای مجازی است. صفحه شخصی دیگری برای انتشار عکس های دوستانه دارم. صفحه دستخط سه سال است که راه اندازی شده و قبل از آغاز هر سال، بیت هایی را در هر صفحه می نویسم و با شروع سال این سررسید به ادمین صفحه مورد نظر سپرده می شود و اوست که تصمیم می گیرد هر شب چگونه آن ها را منتشر کند.
 

حرف ناگفته ای دارید؟

سعی کنیم به عنوان شاعر در متن خود باشیم. سعی کنیم به جای تخریب دیگران کار خود را قوی تر کنیم. به جای سرک کشیدن در نقطه ضعف های زندگی دیگران، نقطه ضعف های زندگی خود را برطرف کنیم. ادبیات جای حسادت نیست. حسادت نقطه مقابل هنر است. حسادت دل هنرمندی را چرکین می کند. چرا چاپ چندم کتاب یک شاعر باید ابزاری برای کینه ورزی شود؟ بهرحال سالهاست این حرف ها را می زنیم و گوش کسی هم بدهکار نیست.
 

 ترنم شعر؟

عنوان ترنم شعر نوپاست. هرچند که مدیرمسئول این سایت را سالهاست که می شناسم و سالهاست که در رسانه های گوناگون باهم مصاحبه و گفتگو کردیم. انتظار من از این خبرگزاری پرداختن به استعدادهای نوظهور و کمتر شناخته شده است. فضای شعر ما رسانه های متعدد ندارد و وجود ترنم شعر به عنوان رسانه ای بی طرف که خودش را ثابت کرده برای ادبیات ما ضروری است.



 
لینک کوتاه :
آخرین نظرات
* نام شما :
*ایمیل شما :
وبلاگ/سایت :
امتیاز به این مطلب :
0
*دیدگاه شما :