دوشنبه, ۱۲/خرداد/۱۳۹۹ ۰۰:۳۰
با امید بیگدلی از شعر تا گیومه، مجله و نویسندگی؛

بیگدلی: من شاعر شعر اجتماعی هستم

شنبه , ۱۳۹۸/۱۱/۱۲ ۱۱:۳۰
کد خبر :‌ 407
 بیگدلی: من شاعر شعر اجتماعی هستم
اختصاصی ترنم شعر/ شاعری سپیدسرا و موسس و دبیر کانون  ادبی گیومه است. مدتی است نشریه ادبی سکوی شعر را تاسیس کرده و به گفته خودش برای اولین بار در این مصاحبه مطالبی را عنوان کرده است. در سومین گام از گفتگو با دبیران کانون های ادبی به سراغ امید بیگدلی رفتیم:
 
 
ویژگی های شعری امید بیگدلی از نظر خودش چیست؟

به قول نیما بزرگترین خواستگاه شعر، اجتماع است. من شاعر شعر اجتماعی و در بیشتر از 70 درصد شعرهایم منتقد اجتماعی هستم. این به معنای این نیست که از موضوعی مثل جنگ، مرگ و عشق به سادگی بگذرم و شعر عاشقانه ننویسم. اما دغدغه اصلی ام همیشه اجتماعی ست. سویه اجتماع از اشعارم قطع نمی شود و شاید این خیلی باب طبع مخاطب نباشد. بهرحال دلیل اصلی چاپ کتاب، خواندن مخاطبانی است که از هر قشری هستند. من رسالت خود را به عنوان شاعر هم در شعر و هم حوزه اجرایی به نحو احسن انجام دادم چراکه معتقدم قطعا 10 سال بعد، از یک شاعر در مورد شعر، دغدغه و جریان های ادبی از او سوال خواهد شد.
 

از سالهای اولیه حضور خود در شعر و تاثیر اساتیدی چون حمیدرضا شکارسری و هرمز علی پور بر شعر خود بگویید؟
 
من در منطقه 18 تهران زندگی می‌کنم. در سال 84 با انجمن ادبی فرهنگسرای اقوام آغاز کردم. صمد تیمورلو، کاظم واعظ زاده و شهرام شیدایی در این جلسه حضور داشتند. من برحسب یک اتفاق وارد جهان شعر شدم. پشت کنکوری بودم و برای درس خواندن به طبقه اول ساختمانی می رفتم که در طبقه دوم آن جلسات شعر تشکیل می شد. کاملا تصادفی برای اولین بار این سه شاعر را دیدم و شوخی شوخی وارد جهان شعر شدم و بعد از مدتی از هر جدی، جدی تر شد. پس از مدتی شنیدم که در فرهنگسرای خاوران معلم دلسوزی وجود دارد که شاگردان بسیاری دارد. امروز پس از سالها هنوز گاهی اوقات به جلسات خاوران می روم و از استاد حمیدرضا شکارسری می آموزم. دوستی و رابطه دوطرفه ای که بین من و استاد هرمز علی پور وجود دارد، فقط به جهان شعر مربوط نیست و در زندگی حق استادی به گردن من دارند و همیشه در لحظات سخت یاری ام کردند و از ایشان ممنونم.
 
 
از کتاب دیالوگ ها بگویید.

همیشه دغدغه نوشتن داشتم و همیشه بیش از حافظ به سعدی علاقمند بودم. علاوه بر دغدغه شعر، به نویسندگی هم علاقمندم و دیالوگ نویسی را بسیار دوست دارم. «مکالمه خواب ها» اولین کتاب غیر شعری من بود که با نشر الف منتشر شد و به چاپ دوم رسید.
 

جایی گفته بودید «کسی در دریا آتش روشن کرده» از دل نگرانی های من بیرون آمده. منظورتان چیست؟

جمله ای در این کتاب وجود دارد که می گوید: شعر در زیست شاعرانه ما رسوخ می کند. شعر و نوشتن شعر زیست هر شاعر است. شرایط شاعر برای نوشتن، رنج، ارتباط در اجتماع و دغدغه است. نگرانی هایی که در جامعه وجود دارد را چه کسی جز یک شاعر می تواند نشان دهد؟ من در «کسی در دریا آتش روشن کرده» به جد درباره بحران کمبود آب صحبت کردم. پس این نگرانی در شعر قابل درک و بیان است. همچنین شعر سماور یکی از شعرهایی است که چنین مسئولیتی دارد.
 

داشتن دو کتاب شعر برای امید بیگدلی که بیش از 14 سال در ادبیات فعالیت کرده، تعداد کمی نیست؟

من در کنار شعر کارهای دیگری هم انجام می دهم. از طرفی شاعر باید برای گذر از سال های خود دست به انتخاب بزند.  قطعا کتاب های چاپ نشده ای هم دارم. فاصله بین کتاب های شاعر باید روند پیشرفت او را  نشان بدهند. در مراسم رونمایی از «کسی در دریا آتش روشن کرده» منتقدان به فاصله چاپ این کتاب و کتاب «دنیا پشت پاهایم را می زند» اشاره ویژه داشتند. از طرفی هم معتقدم که اگر پنج کتاب و هر کدام پنج چاپ داشته باشند به مراتب بهتر از داشتن 10 کتاب با یک چاپ است.
 

چرا کانون گیومه همیشه ساکت و بی حاشیه است؟

شاید نگاه گیومه به شعر نگاهی بدون غرض ورزی به تمام جهان شعر است. ما سعی می کنیم با داشتنن نگاهی یکسان به همه طیف های شعری فضای سالم و بی حاشیه ای برای شعر بسازیم و کنار یکدیگر به شعر کمک کنیم. اما شاید چون مسئول و دبیر این کانون بی حاشیه است، این خصلت را به کانون هم کشانده. من در طول 17 سال حضورم در ادبیات همیشه سعی کردم بی حاشیه باشم و کارم را انجام دهم.
 
گیومه از چه سالی تاسیس شد؟

کانون ادبی گیومه از شهریور ماه 1396 در سرای محله داوودیه تاسیس شد. هدف از تاسیس آن هم برگزاری نشست های تخصصی در حوزه شعر و ادبیات و معرفی شاعران ناشناخته است. ضمن اینکه گیومه برای هر سال فعالیت خود برنامه هایی داشته و دارد که با برنامه ریزی به همه آن ها می رسد.
 

کانون های دیگری هم با همین اهداف وجود داشتند. چه لزومی احساس کردید تا کانون دیگری تاسیس کنید؟

ضرورت و احساس نیاز از جایی به وجود می آید که پرداخت بیرونی ندارد. من لازم دانستم تا وارد بخش هایی از شعر شوم که نمود بیرونی چندانی ندارند. ما برنامه هایی کلان برای تشکیل کانون داشتیم که در دراز مدت به آن ها می رسیم.
 

گیومه تا کنون چه خروجی هایی داشته است؟

در برنامه های کوتاه مدت، جلسات تخصصی ما در حوزه شعر بوده است. شعرخوانی، نقد شعر، معرفی شاعران گمنام و صحبت در مورد یک موضوع خاص هدف کوتاه مدت ما بود. در سال های اول برنامه ای به عنوان شعر در شعرها داشتیم. هرسال در اولین هفته نمایشگاه کتاب همایشی تحت عنوان «صدای شعر» برگزار و از شاعران شهرهای گوناگون دعوت می کنیم تا در آن شرکت کنند. شاعران تهرانی نیز نمی توانند در این همایش شعرخوانی داشته باشند. چراکه بسیارند شاعرانی که تاکنون دیده نشده و در تهران هم تریبون نداشتند.

برگزاری اولین جشنواره مستقل شعر گیومه برنامه دیگری از کانون گیومه بود. جشنواره ای که بدون حمایت ارگان و نهاد خاصی، به صورت کاملا مستقل برگزار کردیم و اعلام کنم در آینده ای نزدیک دومین دوره آن هم برگزار خواهد شد. مستقل بودن هم از آن جهت است که هیچ اسپانسری نداشتیم و تنها نشر چلچله چاپ آثار برگزیدگان را برعهده گرفت.
اما محکم ترین حرکت کانون ادبی گیومه چاپ ماهنامه ادبی «سکوی شعر» است که نیاز امروز جامعه ادبی است.
 

اسم این مجله کمی خودخواهانه نیست؟ شما ماهنامه تان را سکوی پرتابی برای شاعران دانسته اید؟

اصلا اینگونه نیست. گذشته ما در گیومه نشان داده که ما نگاه از بالا به پایین به هیچ شاعری نداریم. این اسم از بین 400 اسم انتخاب شد.
 

با توجه به وضعیت اقتصادی و با توجه به تعطیل شدن روزنامه ها به خاطر شرایط اقتصادی، بودجه چاپ ماهنامه سکوی شعر از کجا تامین می شود و اصلا چرا در عصر اینترنت به سراغ نشریه چاپی رفتید؟

مدتی ست که شاعران همین سوال را می پرسند. از همین تریبون اعلام می‌کنم که وجه اعتباری ماجراست. در بخش تحریریه و چاپی من و جناب امینی اعتباراتی داریم و با عده ای دیگر کنار هم جمع شدیم. بسیاری از دوستان از منفعت مالی خود گذشتند و با دوستی و معرفت به اعتبار ما افزودند. قطعا هیچ کاری در بدترین شرایط نشدنی نیست. در روزگار زمین خوردن مطبوعات هم با برنامه ریزی می توان به هدف رسید. تجربه ثابت کرده هر کاری با برنامه ریزی به هدف می رسد. شاید بسیاری از دوستان که خواستند نشریه بزنند و نتوانستند، ریسک، تلاش کافی و زحمات شبانه روزی نداشتند. اما حلقه اتصال و روابط اعتبار است که ما توانستیم انجام دهیم. چاپ کردن یک مجله فقط 25 درصد ماجرای تهیه آن است. مابقی المان های دیگری چون منابع، محتوا، پخش و تبلیغات است. اگر می گویند یک پروژه فقط به دلیل نبود بودجه مالی محقق نمی شود بسیار خنده دار است. ما هم سرمایه اولیه گذاشتیم اما سرمایه گذاری خیلی زیادی نبود. ولو اینکه تا امروز این سرمایه با چند برابر بیشتر به ما بازنگشته است. بهرحال بنیان‌گذار این ماجرا من بودم و از تیم 23 نفره سکوی شعر هم بسیار متشکرم که با تمام وجود فعالیت کردند.
 
ترنم شعر؟

ترنم شعر از خیلی قبل تر اتفاق افتاده است. روزهای اول آن را به یاد دارم که با زحمت و مرارت خانم شیخ حسنی پاگرفت و نگاه کاملا مستقل و بی طرف دارد و سعی می کند به شعر نگاه کند و اتفاقات جهان شعر را پوشش دهد. ترنم شعر به شعر می نگرد نه به شاعر و از این نظر کاملا قابل احترام است. کما اینکه می دانم ترنم شعر با بودجه های عجیب و غریب اداره نمی شود و نگاهی مستقل به شعر دارد و می دانم اولین خبرگزاری رسمی در حوزه شعر با سلامت، صلابت و با اخبار دست اول به واسطه حضور شما بین شاعران تاثیرگذار است.

 
لینک کوتاه :
آخرین نظرات
* نام شما :
*ایمیل شما :
وبلاگ/سایت :
امتیاز به این مطلب :
0
*دیدگاه شما :