چهارشنبه, ۱۸/تیر/۱۳۹۹ ۰۰:۲۷
با علی ایلیا از ترانه تا فوتبال و همکاری با شادمهر؛

ایلیا: دیکتاتوری در شعر و ترانه بیداد می‌کند

شنبه , ۱۳۹۸/۱۰/۲۸ ۱۱:۱۷
کد خبر :‌ 388
 ایلیا: دیکتاتوری در شعر و ترانه بیداد می‌کند
اختصاصی ترنم شعر/ علی ایلیا ترانه سرا و شاعری که امروزه اشعارش زمزمه زبان نسل جوان شده است. ترانه های او را با صدای خوانندگان بزرگی شنیده ایم. در حال حاضر هم تیتراژ سریال پرطرفدار دل
با ترانه او مهمان خانه های مردم است. آخرین دیدار با روان پزشک، قدم زدن با پیاده رو و گریه برای دختری که زنم بود آثار منتشر شده اوست. 

با این ترانه سرا به گفتگو نشستیم تا از شعر و ترانه برایمان بگوید.


 

 تفاوت شعر محاوره و ترانه در چیست؟

هر شعر یا متنی که قابلیت تلفیق با موسیقی را داشته باشد و به وسیله خواننده اجرا شود یک ترانه است. شعر مولوی غزل است ولی وقتی با موسیقی و صدای محسن چاوشی می شنویم تبدیل به ترانه می شود. شعر محاوره شعری است که قابلیت کمتری نسبت به سایر شعرهای دیگر برای اجرا دارد. مثل بعضی از شعرهای یغما گلرویی که با تمام نقطه قوتی که دارد ولی اجرای آنها در مارکت عام پسند امروز سخت است و شعری که با زبان کلاسیک نوشته شود شعر کلاسیک است و شعری که با زبان عامیانه نوشته شود شعر محاوره‌ای خواهد بود حالا هر کدام قابلیت اجرا و همراه شدن با موسیقی را داشته باشد ترانه است.

 

به نظرتان اشعاری وجود دارد که قابلیت اجرا با موسیقی را نداشته باشد؟

 در طول زمان این رویه قابل تغییر است. مثلاً شاید کسی فکر نمی‌کرد ادبیات امیر تتلو اجرا شود ولی در حال حاضر اجرا می شود که طرفداران خاص خود را هم دارد.


 شما مجموعه شعری دارید به نام دلتنگی های پورن استار که در جایی گفتید امیدی به چاپ آن ندارید. آیا به انتشار آن فکر می کنید و برای چاپ حاضرید دست به سانسور بزنید؟

امروز هم در بسیاری از کارها خودسانسوری وجود دارد. شاید اسم این مجموعه برای عده ای خنده دار باشد. من در این مجموعه شعر سعی کردم کلمات بد استفاده نکنم اگر هم کلمه‌ای آنچنانی استفاده کرده‌ام سعی داشتم پیامی را منتقل کنم و قصدم صرفاً انتخاب یک اسم‌جالب نبود، اما مسلما در ارشاد بسیاری از این اشعار حذف می شود ولی امیدوار هستم که با کمترین آسیب منتشر شود ضمن اینکه نوشتن اشعار این مجموعه هنوز هم ادامه دارد.

 

آیا پیش آمده برای بیان احساس قاعده نوشتن را نادیده بگیرید؟

 بله این مسئله خیلی پیش آمده است. حس و عاطفه خیلی برایم مهم تر است و در درجه اول قرار دارد و همیشه سعی می کنم چیزی را بنویسم که تا به حال کسی نداشته است.

 

 شما کار موفقی با شادمهر عقیلی داشتید چگونه این همکاری شکل گرفت و چرا ادامه پیدا نکرد؟

در وهله اول باید از مونا برزوئی  تشکر کنم که برخلاف خیلی از همکاران، دوست دارد دیگران در این حوزه پیشرفت کنند. مونا برزوئی سال ۹۰ چند ترانه از مرا به شادمهر داد. آن زمان او هنوز با شادمهر عقیلی در ارتباط بود، شادمهر یکی از ترانه های مرا انتخاب و با شعری از سروش دادخواه تلفیق کرد و ترانه کار «چه خواب هایی» به صورت مشترک شکل گرفت، البته شادمهر چند ترانه دیگر از من را انتخاب کرده بود که قرار بود آماده و پخش شود که این اتفاق نیفتاد.

 

 شما با حمید عسکری همکاری داشتید آیا در آلبوم جدید عسکری حضور دارید؟

من با عسکری آلبوم «دیوونه وار» را کار کردم و در آلبوم «از عشق» هم دو ترانه از من اجرا شد. در آلبوم جدید حمید عسکری به نام «کما» تا به حال هیچ ترانه ای از من اجرا نشده است البته چند کار آماده با حمید دارم که ممکن است در آلبوم منتشر شود. میلاد اکبری مرا به او معرفی کرد و یکی از بهترین خواننده هایی است که با او همکاری داشته ام. او بسیار محترم و کاربلد است.

 


 سریال دل در حال حاضر طرفدار و بیننده های زیادی دارد و معمولاً تیتراژهای این سریال ها بسیار حائز اهمیت هستند، تیتراژ پایانی با صدای رضا بهرام و ترانه‌ای از شما ساخته شده است این همکاری چگونه  شکل گرفت؟ 


منوچهر هادی از دوستان نزدیک بابک زرین است و معمولاً در پروژه های سریالی با بابک زرین کار می کند. استاد زرین در تیر ماه به من گفتند که چنین پروژه‌ای کلید خورده است و دو خواننده دارد که خوانندگان این سریال محمد علیزاده و رضا بهرام بودند و چند کار هم آماده کرده بودند. ولی چند کار دیگر با ترانه من برای تیتراژ آماده شد، همکاری محمد علیزاده در پروژه منتفی شد و کار رضا بهرام به عنوان تیتراژ ابتدای سریال پخش شد من از طریق بابک زرین با رضا بهرام آشنا شدم.


 پس شما با محمد علیزاده هم کار آماده کرده اید؟
بله. یک کار با رضا بهرام برای تیتراژ اول آماده شد و یک کار با آقای محمد علیزاده برای تیتراژ پایانی آماده شد که کار محمد علیزاده به صورت مستقل پخش شد.

  با رضا بهرام در آینده همکاری خواهید داشت؟ 
ممکن است ولی معلوم نیست. 
 

از همکاری با علیرضا طلیسچی و فرزاد فرزین بگویید.

 با طلیسچی از سال ۹۳ همکاری نداشتم و از کارهای اخیرش بی خبر هستم. با فرزاد فرزین چند کار آماده داریم اما زمان دقیق انتشار را نمی دانم.



 از کارگاه ترانه ای که به طور مشترک با حمیدرضا صمدی برگزار می کنید بگویید. آیا خروجی داشته است؟

تازه سه ترم از کارگاه ترانه گذشته است و بچه‌هایی که به کارگاه آمده‌اند تقریباً هیچ شناختی از شعر و ترانه نداشته و در این سه دوره ای که از کارگاه برگزار شده است پیشرفت زیادی داشتند. امیدوارم بچه های کارگاه ترانه ما زودتر نتایج زحمات خودشان را ببینند.


همانطور که اطلاع دارید شرکت های موسیقی تلاش زیادی می کنند تا بتوانند خواننده های خود را در جامعه مطرح کنند. آیا تا به حال به موردی برخورد کرده اید که شرکتی برای کسب درآمد بیشتر شعر و ترانه را زیر پا بگذارد؟

شعر و ترانه تا چند سال پیش هنر بود اما امروز به سمت صنعت رفته است. من با چند شرکتی که در ارتباط هستم دیدم که به شعر و ترانه اهمیت زیادی می‌دهند. من با تمام صحبت هایی که امروزه می‌شنویم که ماکان بند، حمید هیراد یا فلان خواننده بد است و فقط استاد شجریان و حامی و امثال این عزیزان خوب هستند کاملا مخالفم. تا وقتی که تقاضا نباشد عرضه نمی‌شود شما به دهه هشتادی بگویید محمد اصفهانی خوب است (که واقعاً فوق العاده هم هست) ولی ماکان بند را می‌خواهد. البته نقد به خوانندگان جدید هم در عرصه ترانه و هم موسیقی زیاد است. مسلما شرکتی که می خواهد پول هنگفتی خرج خواننده کند انتظار دارد که سود خوبی هم داشته باشد. مثلا محسن رجب پور زحمت زیادی برای حامدهمایون کشیده است. ما باید ژانر هر خواننده را ببینیم و بررسی کنیم که در آن ژانر موفق بوده است یا خیر.

 

مدتی است که خود خواننده ها به صرف خوب خوانده شدن یا خوب دیده شدن، دست به قلم شده و شروع به ترانه سرایی می کنند. به عنوان ترانه سرا چنین کاری را تایید می کنید؟

بعضی‌ خواننده مولف هستند. مثل حمید عسکری که ترک «فازفراموشی» را نوشته و ساخته که بسیار موفق بود و محسن یگانه که تقریباً در تمام آهنگها خودش می‌نویسد بسیار موفق بوده اند. مثل آهنگ «بهت قول میدم» که سوپر مگاهیت شد و خودش ترانه سرای این کار بود. در کل ممکن است یک خواننده  حس کند خودش می تواند خیلی خوب بنویسد و این مشکلی ندارد.

 

شما خواننده هایی را مثال زدید که قدرت تالیف را دارند اما آن طرف قضیه سیل عظیمی از خواننده ها هستند که این قدرت را ندارد.

این دست از خواننده ها ادعای تالیف ندارند و به اصطلاح برای مخاطبان خود می نویسند و هدف شان مخاطب خاص و سن بالا نیست.

 

به نظرتان اگر همین خواننده ها با شاعران همکاری می کردند موفق تر نمی شدند؟

نمی‌توان حکم صادر کرد. خواننده های خوب زیادی بود که با ترانه سراهای خوبی مثل روزبه بمانی، یغما گلرویی و مونا برزویی کار کرده‌اند ولی به جایی نرسیدند. مثلاً خواننده‌ ای مثل تتلو باید سبک خودش را بنویسد و اجرا کند و نمی توان شعر آنچنانی به او داد. هر کسی را باید با ژانر خودش مقایسه کرد.

 

 در ماجرای حمید هیراد شما جزو شاعرانی بودید که نامه مذکور را امضا کردید.

 بله من آن نامه را امضا کردم کمااینکه هنوز معتقدم بعضی ها از این طریق به نفع خودشان استفاده کردند و سعی در جمع کردن مخاطب بیشتر داشتند. من در مورد حمید هیراد تحقیق کردم متوجه شدم که او نمی دانست تضمین چیست، نمیدانست استفاده از برخی ابیات بدون اجازه شاعر پیگرد قانونی دارد. چه بسا اینکه اگر بخواهیم هیراد را مورد مواخذه قرار دهیم خیلی‌ها این کار را انجام داده‌اند. من سال ۸۹ بیتی نوشتم به این شکل &;سرم دلتنگ آغوشت تو سرگرمی نمیفهمی/ بدون من هوا سرده الان گرمی نمیفهمی و سال ۹۱ انتشارات داینوش در کتاب &;قدم زدن در پیاده رو آن را چاپ کرد. جالب اینکه این بیت را شهاب مظفری خوانده است و شاعر آن کار علی ثابت‌قدم بود! که اتفاقاً به ثابت‌قدم زنگ زدم که دلیل این کار را جویا شوم که او گفت من این بیت را ۱۵ سال پیش نوشتم و نامه اش را هم دارم که از او خواستم نامه را بفرستد ولی خبری نشد! که البته از این دست اتفاقات برای بزرگانی همچون شهیار قنبری بسیار اتفاق افتاده است. حمید هیراد با این قواعد آشنا نبود و تنها اشتباهش این بود که در مقابل این کارها مقاومت کرد که البته بعداً هم حمید هیراد و هم تهیه‌کننده شاعران متضرر را فراخواندند و دلجویی کردند خودم ابتدا نامه را امضا کردم ولی بعداً اعلام کردم که اینقدر هجمه ناروا نسبت به هیراد وارد نکنید.

 

از افشین یداللهی و خانه ترانه بگویید.

من سال ۸۵ با خانه ترانه آشنا شدم و به آنجا رفت و آمد داشتم که از سال ۸۷ به طور مستمر رفتم و در خدمت دکتر یداللهی بودم تا امروز که آقای روزبه بمانی مدیریت خانه ترانه را به عهده دارند و بهترین کسی که می‌توانست جایگزین دکتر یدالهی باشد روزبه بمانی بود.

 

 به انحصاری بودن فضای موسیقی و ترانه اعتقاد دارید؟ 

در این حوزه بیشتر، روابط حرف اول را می زند. هر کسی با شاعری که ارتباط نزدیکتر دارد همکاری می کند.

 

 اولین تیم فوتبالی که در بین کانون ها تشکیل شد کانون زمستان بود. شما در آن تیم بودید و امروز هم برای تشکیل تیم فوتبال خانه ترانه تلاش می کنید.

 بله البته جزو اخراجی‌ها بودم به قول معروف ما جزو یاغی ها بودیم. تیم فوتبال خانه ترانه هم تا پیدا شدن اسپانسر فعلا منتفی است.


 شما هم شعر کلاسیک می نویسید و هم ترانه، خودتان به کدام یک بیشتر علاقه دارید؟ 

اینها قالب و ظرف هستند. بستگی دارد آن چیزی که می خواهم بنویسم در کدام یک از این قالب ها جای بگیرد و ببینم چه زبانی نیاز است برای بیان، شعر خودش تعیین می‌کند در کدام قالب و چگونه نوشته شود.

 

نظرتان در مورد تشکیل صنف چیست، آیا به سرانجام می رسد؟ 

خیر. شما پنج دوست نزدیک در بین ترانه سراها نمی‌توانید پیدا کنید. صنف یعنی دوستی و اتحاد ولی وقتی فلان دوست در استودیو زیرآب من را می‌زند چگونه میتوان صنف تشکیل داد! صنف دموکراتیک را شاعران دموکراتیک تشکیل می‌دهند. در حالی که در فضای شعر و ترانه ما دیکتاتوری بیداد می‌کند. تقریبا می توان گفت در حال حاضر تشکیل صنف محال است.

 

 مثل اینکه دکتر یداللهی مقدماتی را فراهم کردند.

بله. من هم با خیلی ها در این مورد صحبت کردم. قرار بود در ابتدای یک مرام نامه بنویسیم که متحد بشویم ولی متاسفانه نشد! البته ممکن است توسط دولت صنفی تشکیل شود ولی از جانب شاعران امکان ندارد.
 

نسل جدید ترانه را چگونه می بینید؟

نسل جدید ترانه سراها فوق العاده هستند و من این جرات را دارم که این را می‌گویم و سعی می‌کنم خودم را در مارکت موسیقی حفظ کنم ولی متاسفانه خیلی از شاعران و ترانه سراها این موضوع را نمی پذیرند. با ظهور ترانه سراهای خوب زبان ترانه را باید به روز کرد و مطابق با زبان نسل جدید نوشت.

 

 

 همکاری با خواننده خارج از کشور محدودیتی برای شاعران در داخل کشور ایجاد نمی کند؟ به طور مثال همکاری خودتان با شادمهر؟

خیر. اگر عاشقانه باشد محدودیتی ایجاد نمی‌کند مگر کار سیاسی باشد، منتها خوانندگانی هستند که هرگونه همکاری با آنها ممنوع است .

 

از چه سنی و به چه شکلی به ترانه و شعر علاقمند شدید؟

من در خانواده‌ای کاملا ادبیاتی به دنیا آمدم مادرم معلم ادبیات بود . پدربزرگ و دایی هایم نیز به ادبیات علاقمند بودند خودم چون در این خانواده بودم همیشه کتاب مولوی، صائب و حافظ در کتابخانه خانه ما بود. اینگونه شد که به شعر علاقمند شدم و از ۱۳ سالگی دوست داشتم بنویسم و از سال ۸۵ به عنوان یک هدف به آن نگاه کردم .

 

اگر شاعر نمی‌شدید به سمت چه هنری می‌رفتید؟

 من بازیگری به خصوص بازی در نقش های کمدی را خیلی دوست داشتم و یک دوره کوتاه تئاتر کار کردم ولی به سرانجام نرسید.

 

 نخواستید ادامه دهید یا حس کردید سد راه موفقیت تان در عرصه شعر خواهد شد؟

تلاش کردم برای بازیگری، یک دوره هم به سمت ورزش رفتم و مدت زیادی فوتبال بازی ‌کردم ولی هیچ کدام به اندازه شعر برایم جذابیت نداشت.

 

شما با خواننده ها و موزیسین های بزرگی کار کرده‌اید به فکر این نبودید که خودتان اشعار تان را اجرا کنید؟ 

من از سال ۸۰ تا ۸۳ کار خوانندگی انجام دادم و حتی گروهی داشتیم به اسم گروه چهارصد. با دوستانم حامد انتظامی و میلاد اردستانی. دو آلبوم هم بیرون دادیم که خوب شنیده نشد. فکر می‌کنم تنها شاعری باشم که اول خواننده بودم و بعد شاعر شدم ولی آنقدری که شعر برایم جذاب است خوانندگی جذابیت را ندارد

 

 از آلبومی که منتشر کردید بگویید.

  سه خواننده بودیم و یک سری کارها را ساختیم و تعدادی از ملودی های معروف را اجرا کردیم البته این موضوع آن دوران بین خواننده ها رایج بود.

 

 ما میتوانیم  منتظر باشیم که علی ایلیا برایمان بخواند؟

احتمال دارد یک یا دو کار را بخوانم که البته انتشار آن گسترده نخواهد بود و به طور محدود منتشر خواهیم کرد. ضمن اینکه این کار دلی خواهد بود و قصد ندارم خوانندگی را ادامه دهم.


گفتگو: حمید رهدارپور
عکاس: مهشید کاکولوند
لینک کوتاه :
آخرین نظرات
* نام شما :
*ایمیل شما :
وبلاگ/سایت :
امتیاز به این مطلب :
0
*دیدگاه شما :