چهارشنبه, ۱۸/تیر/۱۳۹۹ ۰۰:۳۵
از هنگام تا تدریس، شعر و کیهان؛

امید چاوشی: کسی پشت شعر نبود

شنبه , ۱۳۹۸/۰۹/۰۹ ۱۴:۰۲
کد خبر :‌ 307
امید چاوشی: کسی پشت شعر نبود
اختصاصی ترنم شعر/ رهبری و مدیریت کانون های ادبی و جلسات شعر همیشه به عهده کسی است که بار بیشترین زحمات آن کانون بر دوش اوست. کسی است که سیبل ترکش های نقد افراد فعال حوزه ادبی است و کانون مور نظر را با او می شناسند.
در اولین گام از سلسله گفتگو با دبیران کانون های ادبی به سراغ امید چاوشی رفتیم تا از 15 سال فعالیت و مدیریت کانون ادبی هنگام بگوید؛
 
 
  - مسئول جلسه شعر باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟
در ابتدا باید دید چه جلسه‌ای مد نظر است. اما به صورت کلی مسئول جلسه باید جزو باتجربه ترها و باسوادترها باشد. باید توانایی انتقال مفاهیم در ادبیات را داشته و برای اعضا دلسوز باشد.
 
-  برای اینکه هنگام به معتبرترین کانون ادبی شرق تهران تبدیل شود چه بهایی داده‌اید؟

اول اینکه معتقدم هنگام معتبرترین کانون شرق تهران نیست. بلکه یکی از معتبرترین کانون های ادبی ایران است. دلیل این حرفم قدمت این کانون است اما اولین هزینه هایی که داده ایم شناکردن بر خلاف جهت آب است که همیشه هزینه دارد. از دیگر هزینه ها خون دل هایی است که برای جمع آوری اعضا خوردیم. از طرفی دیگر بحث و جدل با کسانی است که اصلاً نمی خواهند جلسه شعر وجود داشته باشد. خیلی از دوستانی هستند که امروز  رابطه خوبی با هم نداریم و به اصطلاح قهر هستیم، اما اگر هنگام نبود رابطه بسیار صمیمی با هم داشتیم. بهرحال این ذات قبول کردن مسئولیت است.
 
- البته خیلی ها برعکس این رویه را دارند و مثل شما فکر نمی کنند.

بله خیلی ها معتقدند که جلسات وقتی موفق است که صندلی های سالن پر باشد اما من می توانم ادعا کنم که حداقل ۵۰ شاعر به گفته خودشان محصول هنگام هستند که برای من همین مهم است. هنگام هیچ وقت چهره ادبی پشت آن نبود که به واسطه او هنگام ماندگار شود شاید بگویند وجود سید کریم قنبری جزو چهره های ادبی و فعال در هنگام بود ولی سید کریم قنبری سه سال آخر در هنگام مستقر شد. هنگام شاید جزو معدود کانون هایی بود که از روز اول یعنی ۱۵ سال پیش تا الان از شورای مرکزی آن هیچ کس خارج نشده است. با هیچکس در شورای مرکزی دچار مشکل نشده ایم و همواره نیروی جدید هم اضافه شده است. ما در هنگام سیاست گذاری داریم و با توجه به سیاست گذاری رویکرد هایمان را مشخص می کنیم. هنگام متکی به فرد نیست این به این معنی است که شخصیت ها مهم نیستند و هنگام به کسی تکیه ندارد. درست است که هنگام به هیچ شخصی متکی نبوده ولی هیچ وقت از نظر اساتید محروم نبوده ایم که خود این موضوع یکی از دلایلی بود که هنگام دوام داشته باشد. دلیل عمده تداوم هنگام این است که دوستی و ادب اولویت اول بود و شعر در اولویت دوم قرار دارد .
 

ولی با وجود این که دوستی برای شما اولویت دارد ولی هیچگاه دوست صمیمی در ادبیات نداشته اید.

 بحث دوستی سر جلسه با دوستی های بیرون جلسه متفاوت است. از فضای دوستی های جلسات شعر و به طور کلی هنر میترسم چون ما در جامعه ی هنری هستیم که از پرحاشیه‌ترین جوامع هنری است و من همیشه از این موضوع فاصله می‌گیرم. من همیشه شعرا را به عنوان همکاران خیلی صمیمی نگاه می کنم و شاعرانی که با آنها در ارتباط هستم بسیار انگشت‌شمارند. البته با شاعران زیادی رفت و آمد می‌کنم اما فقط در چارچوب این حوزه ادبی در ارتباط هستیم اگر وارد این حاشیه‌ها و روابط می‌شدم عمر هنگام محدود می‌شد.
 

- شما فرمودید اگر شاعر بودم شاید وارد این روابط و دوستی ها نمی شدم در حالی که ما امید چاوشی را به عنوان شاعر می‌شناسیم که منتقد هم هست. خودتان کدام وجه را بیشتر قبول دارید؟ شاعر یا منتقد؟

 منظور من این بود که اگر فقط شاعر بودم راحت‌تر می‌توانستم وارد دوستی ها شوم. همیشه دوست داشتم امید چاوشی را به عنوان شاعر بشناسند. اما اینکه کدام یکی از این موارد هستم واقعیت هیچکدام! اما اینکه خودم کدام را بیشتر دوست دارم، من در حوزه تئوری و ادبیات خیلی مطالعه داشتم برای من نوشتن کار سختی است به همین دلیل خودم را هیچ وقت شاعر نمی دانم چون می گویند شاعر حرفه‌ای سالی چند کتاب باید بیرون بدهد.
 

- چرا کتاب شعر را ندارید؟

می‌ترسم. به دو دلیل کم کار هستم اول این که چون هر کاری را به عنوان شعر نمی‌پذیرم و خیلی سخت سلیقه شده ام که این مورد هم شاید به خاطر محمدرضا احمدی است. دلیل بعدی این است که من وقتی کتاب چاپ می‌کنم قرار است اثری را به تاریخ ادبیات ایران اضافه کنم آیا واقعاً این توانایی را دارم؟ آیا کتابی که من چاپ می کنم می تواند چیزی را به حوزه ادبیات اضافه کند؟ شاید اگر بخواهم کتابی را چاپ کنم در حوزه تئوری ادبیات باشد البته ممکن است زمانی هم برسد که مجموعه شعری از من منتشر شود.
 

- شعر چه جایگاهی در زندگی شخصی شما دارد؟

شعر تمام فکر من است. من یا در جلسات شعر هستم یا در حال شعر خواندن. اما هیچ وقت شعر تمام زندگی ام نبوده چراکه مثل همه مردم باید زندگی کنم و خرج زندگی را دربیاورم. جالب است بدانید تا چند وقت قبل، خانواده من نمی‌دانستند شعر می‌گویم و جلسه شعر دارم. شعر برای من مهم است اما همیشه می‌گویم به چه قیمتی .
 

محسن محمدی:  چند سال پیش سلسله جلساتی را برای شاعرانی که یک یا دو دهه در ادبیات فعالیت داشتند برگزار کردید فاصله ادبی افراد و جایگاه آنها در ادبیات به چه شکل بود و چه طور شاعرانی با آن فاصله ادبی انتخاب شدند و اندیشه شروع آن اتفاق چه بود و چرا دیگر ادامه نداشت؟

هنگام اولین های بسیاری را انجام داده است. نشست های «هنگام شاعرانه» با این سیاست برگزار شد که به اشخاصی بپردازد که تاثیری در حوزه ادبیات داشته و برای آنها بزرگداشت می‌گرفتیم. نشست های شاعرانه به چند دلیل تعطیل شد، مهمترین دلیل آن ممنوع الفعالیت شدن من و دلیل بعدی لوث شدن این قضیه و دلیل سوم هم عدم بودجه های حداقلی بود. افرادی که ما برای آن ها بزرگداشت گرفتیم استاد حمیدرضا شکارسری، استاد محمدعلی بهمنی، استاد ساعر باقری، مجتبی رمضانی، امید صباغ نو و... بودند.
 

- در مورد پشت شعر توضیح دهید و اینکه چرا در پشت شعر سراغ شاعران کمتر شناخته شده رفتید و چرا این برنامه متوقف شد؟

 سیاست برنامه پشت شعر از شیطنت درونی خودم نشأت گرفت. بحث سر این بود این برنامه با چه کسانی و به چه شکل شروع شود. ما ابتدا ۳۶ نفر را انتخاب کردیم، در درجه بعد تصمیم بر این بود که با چه شخصی شروع کنیم. قرار بود به شاعران فرصت داده شود که در این جلسات حرف های ناگفته را بگویند. ما در قدم اول به شکلی تند شروع کردیم که اگر قرار بود جلوی این برنامه را بگیرند از همان ابتدا متوقف شود. اما نسبت به تعطیل شدن آن چند دلیل داشت. اول اینکه هر کس به من رسید من را برای این برنامه تشویق کرد اما هیچ کدام از این دوستان در محفل های دیگر صحبتی از این برنامه نکردند و حتی از نزدیکترین دوستان هم در صفحات مجازی خودشان هیچ حرفی نسبت به پشت شعر نزدند، حتی نقد هم نکردند دلیل دوم هم همراه نشدن جامعه ادبیات با این برنامه بود .

 

محسن محمدی: کانون هنگام ایده های جسورانه ای دارد اما هیچ کدام از این ایده ها به نتیجه نرسید و قطع شد. آیا انتخاب ایده ها عجولانه بود که برنامه ها متوقف می شد؟

اول باید ببینیم به انتها و سرانجام نرسیدن را در چه می بینیم ما معتقدیم هنوز ظرفیت اجرای برنامه‌ها و ایده‌هایی که متوقف شده وجود دارد. اگر الان خیلی از برنامه ها متوقف شده است چون متقاضی و پیشنهاد نداریم. مثلا نقد کتاب انتها ندارد هر کس بخواهد کتاب و اشعارش به نقد گذاشته می شود. من به عنوان امید چاوشی وظیفه دارم که این کار را بکنم و مقدمات برگزاری جلسه نقد کتاب را برگزار کنم. جلسه نقد و رونمایی کتاب برای هر شاعری که بخواهد و تقاضا کند انجام می شود البته در برهه هایی که ممنوع الکار بودم نتوانستم جلسه‌ای را برگزار کنم.
 

از ماجرای کیهان و اتهامی که متوجه شما شد، بگویید .

فرهنگسرا در تاریخ ۲۵ بهمن ۹۵ مرا احضار کردند و گفتند ممنوع الفعالیت هستم. گفتند کیهان مطلبی زده و به اسم من هم اشاره کرده و جریان فکری انحرافی و مواردی این چنینی را به من نسبت داده و گفته من کتاب های ممنوعه را رونمایی می کنم. البته خود فرهنگسرا اعلام کرد تمام کتاب ها دارای مجوز بوده است. من را یک سال و نیم ممنوع الکار کردند و گفتند باید تعهد بدهم که این کار را نکردم، من به خاطر منفعت هنگام از این قضیه سوء استفاده نکردم. یکسال و نیم به عنوان مخاطب هنگام در جلسه حضور پیدا کردم اما هیچ اجرا و دبیری در کار نبود.
 
 محسن محمدی:  از چهارسو بگویید و اینکه چرا تمام شد؟

چهارسو تمام نشده است. ما به این نتیجه رسیدیم که برگزاری آن ماهی یک بار لوث می شود و تصمیم گرفتیم سالی دو بار آن را برگزار کنیم. تمام اعضای چهارسو قطعاً به هم نقد دارند ولی ما به اعضا احترام می گذاریم. قطعاً در جامعه ادبی اختلاف نظر وجود دارد. ما برای اینکه چهارسو بهتر دیده شود تصمیم گرفتیم تعداد جلسات را کمتر کنیم.
 

محسن محمدی:  گفته می‌شود کسانی که با فرهنگسراها کار می‌کنند دارای محدودیت هستند. محدودیت های شما در هنگام چیست؟

دروغ محض است. در این سال‌ها که من با فرهنگسرا کار کردم کوچکترین محدودیتی ندیدم و هیچ ایرادی از سوی فرهنگسرا به ما گرفته نشده است. ما هر نوع کتاب و شاعری را در هنگام معرفی کرده ایم و تا به حال فرهنگسرا نگفته است که فلان شاعر یا کتاب را برگزار نکنیم .

 
- پس ماجرای جلسه استاد بهمنی چه بود؟

ممنوعیت مراسم بزرگداشت استاد بهمنی را برای امنیت جلسه و خود استاد بهمنی گفتند برگزار نشود و من هم توضیح دادم که خودم امنیت جلسه را تامین می کنم و بدون حاشیه برگزار هم شد.
 

محسن محمدی: اگر امید چاوشی شاعر نبود دوست داشت چه هنری داشته باشد؟

 یکی از آرزوهای من این است که بتوانم ساز کمانچه بنوازم.
 

محسن محمدی: امید چاوشی به چه موسیقی گوش می دهد و چقدر موسیقی در شعر او  تاثیر داشته است؟

نمی توانم بگویم. چون هر حال و هوایی یک نوع موسیقی را می طلبد ولی اولویت اولم سنتی است. هیچ تاثیر مستقیمی نداشته است. اما قطعا شعر و موسیقی با هم بیگانه نیستند.
 
 
محسن محمدی: اگر امید چاوشی حق انتخاب داشت که جای یک شاعر باشد آن شاعر چه کسی بود؟

 از لحاظ شخصی دوست نداشتم جای کسی باشم ولی به تک شعرها بارها شده حسادت کرده ام و گفتم کاش این شعر مال من بود. شعر جن مجید سعدآبادی و شعر قطار کیانوش خانمحمدی اشعاری بودند که دوست داشتم شاعرشان من بودم.
 


- اگر بخواهید سه جلسه شعر را برای حضور انتخاب کنید، کدام جلسات است؟

خاوران را می روم که چیزهای جدیدتری از استاد شکارسری یاد بگیرم، زمستان را می‌روم به خاطر بازدید از دوستانم، انجمن غزل را می‌روم به خاطر اینکه همیشه لازم دارم اصالت را ببینم.

 
- توصیه شما به شاعرانی که در اول راه هستند، مثل کسانی که در کلاس هایتان شرکت می کنند، یا افراد تازه واردی که برای اولین بار به هنگام پا میگذارند چیست؟

 من می گویم برای شروع هر چه دوست داری بنویس تا با نوشتن مشخص شود در چه قالبی حرکت می‌کند. تقلید ابتدای هر هنری است و باید وجود داشته باشد. چند دانش آموز از روی یک سرمشق می‌نویسند ولی دستخط آنها یکسان نمی شود، در ابتدای کار تقلید نیاز است.
 

از چه زمانی فهمیدید به شعر علاقه دارید؟

دوم راهنمایی بودم. معلمم گفت هر کسی که بتواند شعری از خودش بنویسد تکلیفی به او نخواهم داد. من هم کتاب آبی خاکستری سیاه حمید مصدق را داشتم و هر سری از روی آن شعر می نوشتم و معلم هم تکلیفی برای حفظ کردن و تمرین شعر به من نمیداد، اواخر اسفند دیگر اشعار کتاب تمام شد و مجبور شدم شعری از خودم بنویسم. معلم آخر کلاس گفت وقتی خودت به این خوبی می نویسی چرا از روی کتاب مصدق شعر می آوری. از آنجا تشویق به نوشتن شدم.

 
- آیا از جایگاه خود در شعر راضی هستید و اینکه می خواهید به کجای ادبیات برسید؟

من این راه را با محمدرضا احمدی شروع کرده‌ام و همیشه گفتم مدیون او هستم. دوست داشتم جای او را بگیرم بعد دیدم خالی نمی شوم تصمیم گرفتم به جایی برسم که بچه‌های اشراق که مرا مسخره کردند بگویند این شعر خیلی خوب است. وقتی هم به این جایگاه رسیدم، دیدم قانع نشده ام. الان همین که بتوانم شعر بنویسم برایم کافی است.

 
ترنم شعر؟
ما همیشه نیازمند مرجعی برای حوزه ادبیات بودیم. مرجان شیخ حسنی و تیمش با ترنم شعر این راه را برای شاعران هموار کردند. ضمن اینکه فضای علمی و جامعی را در این سایت به وجود آوردند. امیدوارم در ادامه راه به همه نقطه های ادبیات وارد شوند و موفق باشند.


با سپاس بسیار ویژه از محسن محمدی
خبرنگار: حمید رهدارپور

 
لینک کوتاه :
آخرین نظرات
* نام شما :
*ایمیل شما :
وبلاگ/سایت :
امتیاز به این مطلب :
0
*دیدگاه شما :